![]() |
![]() |
|
| ما هستیم |
|
گاهی در جوامع با افرادی آشنا می شویم که کاوشگر و وارسته و بی نیاز هستند و مایلند در زمان حیان مادی خود حداقل به وجود و ماهیت ذات وجود و جسم خود پی ببرند و زندگی روح را در زمان حیات و پس از مرگ بشناسند.این گونه افراد در جهان بسیار کم و نادرند. زیرا کمتر کسی است که زندگی راحت زمان حیات و خوشگذرانی های جسم مادی را رها کند و در صدد شناخت حقایق روحی یا خود روح برآید. زیرا مسئولین جوامع بشری به دلایل خاصی در صدد پرورش روح افراد و شناسانیدن واقعیت های روحی در زمان حیات مادی و زندگی پس از مرگ به افراد جامعه خود نیستند و در نزد آنها همه جا صحبت از ماده گرایی و جسم مادی است و از روح کمتر سخنی به میان می آید.
در صورتی که اگر افراد نسل بشر بتوانند با نیت پاک جهت شناخت حقایق روحی گام بردارند و بدون در خواست های بی مورد با ارواح ارتباط بر قرار کنند. ارواح نیز راهنمایی و کمک های بی دریغ و فراوانی را در مسیر های معنویت و مسیر تکاملی به افراد بشر خواهند نمود تا آن مطالب و حقایق راهگشای زندگی هر دو جهان آنان گردند. باید کسانی که تماس های روحی برقرار می کنند هیچگونه هدفی جز شناخت واقعیات و حقایق زندگی و پس از مرگ نداشته باشند و در این راستا هر چه روش تماس ساده و بدون غل و غش و با محبت همراه باشد کمک آنان نیز به همان نسبت بیشتر خواهد شد. ارواح پس از مرگ جسم مادی و رفتن به جهانهای روحی و با گذشت زمان اطلاعات بسیار ارزنده ای را بدست می آورند و اغلب در صدد تماس با خویشان و نزدیکان خود در زمان حیات نسبت به یکدیگر تجانس روحی و محبتی و قلبی و باطنی داشته باشند بر می آیند و در زمینه برقراری این تماس ها کوشش های فراوانی به خرج می دهند ولی چون اکثر آنها از برقراری تماس نا امید می شوند سعی می کنند تا شبها که روح فرد مورد نظرشان از کالبد جسمی خارج می شود و همچون روح رفتگان در عالم روحی سیر میکنند و از قوانین روحی متابعت می نمایند با آنها تماس بگیرند و حقایق و اطلاعاتی را مستقیما به آنها بگویند که این حقایق را افراد به صورت رویا مشاهده می کنند ولی متاسفانه تعدادی از افراد این نوع خواب ها را یک رویای بیهوده دانسته و هیچگونه توجهی به حقیقت آن از خود نشان نمی دهند و روح نیز از این که موفق به برقراری ارتباط روحی با آنان شده در مورد آن پیامها,توجهی از طرف اشخاص نگردیده است از کار خود خسته و پشیمان می شود و برای همیشه به جهانهای روحی می رود و دیگر در صدد برقراری تماس با آن افراد بر نمی آید . گاهی ارواح می توانند آگاهی های بسیار ارزنده و سرنوشت سازی را در اختیار زنده ها بگذارند , البته این تماس ها و محبت ارواح زمانی خواهد بود که آنان بدانند که شخص تماس گیرنده هیچ نظری درباره کسب مادیات حیات و یا ایجاد اختلافات و اقدام به اعمال خلاف شئونات انسانی نخواهند داشت. فردی گفت:پدرم مدتی است که فوت کرده و در زمان حیات وی , رابطه بسیار نزدیکی بین من و او برقرار بوده است و اکثر شبها به خواب من می آید و مطالب و حقایقی از گذشته و حال و آینده را به من می گوید که تمامی آنها صحت دارند یا آن مطالب به گونه ای به وقوع می پیوندند, فرضا مدتها پیش انگشتر من گم شده بود , پس از اینکه پدرم فوت کرد یک شب به خواب من آمد و اظهار نمود که انگشتر تو را فلان شخص که از اقوام نزدیک بود برداشته است فردا به منزل او برو و انگشتر در محل خاصی است که پدرم در خواب آنجا را به من نشان داده بود . روز بعد بنا به توصیه روح پدرم به منزل آن شخص رفتم و انگشتر من درست در همانجایی بود که شب قبل پدرم جای آن را به من در زمان خواب نمایانده بود. یکی دیگر از اطلاعاتی که ارواح در اختیار برخی از افراد منتخب که مدیوم هستند قرار می دهند مربوط به شناسانیدن وجود خداوند یکتا و فرامین الهی و زندگانی پس از مرگ است که توسط ارواح الهاماتی به یکی از بندگان می شود تا او بتواند آن شناخت و آگاهی های بدست آورده خود را در اختیار دیگران قرار دهد و به همین علت هم اگر دقت کامل درباره ریشه ادیان نمائید توجه خواهید نمود که در مرحله اول ارواح بوده اند که مطالب ارزنده ای را از سوی پروردگار بر فردی الهام تموده اند و در نتیجه ادیان بوجود امروزی بوجود آمده اند.فرضا اگر روح تجسد شده ای بر حضرت مریم نازل نمی شد مسلما دین مسیحیتی هم وجود نداشت و یا اگر روح الامین از سوی پروردگار بر حضرت رسول اکرم نازل نمی گردید دین اسلام شکل نمی گرفت و همیشه ارواح هستند که بصورت رابطی بیت پروردگار و بندگان او در رفت و آمد هستند و حقایق و مطالب مهمی را از نظر انسانیت , بر افراد خاصی الهام می نمایند تا او بتواند مطالب و بدست آورده های خود را بگونه ای خاص و طی شرایط محیط و زمان, در اختیار دیگران قرار دهد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:33 توسط آرش |
|
|
سلام این روش به نام چشم ابر می باشد و یکی از بهترین روش های خروج روح از بدن می باشد . خب ما ریلاکسیشن را البته فقط یک روش را به شما آموختیم و فکر می کنم که حداقل هشتادوشش درصد بتوانند از این سیستم استفاده کنند و در ادامه ما کلا نیاز به آرامش جسم و روان ( روح ) داریم . خوب وقتی کاملا ما از لحاظ جسمی و روحی ریلاکس شده ایم و در اوج این رخوت و بیحسی و سنگینی قرار گرفتیم در ذهن تصور می کنیم کنار دریایی نیمه ابری ایستاده ایم و سعی کنید در طول ساحل کمی قدم بزنید و مثلا کمی شن را بردارید و آرام بر زمین بریزید و بعد کمی در داخل آب گرم دریا و زیر نور گرم خورشید , شنا کنید و سعی کنید خود را با شنا کردن خسته کنید , انگار واقعا شنا کرده اید و البته این شنا می تواند از یک تا ده دقیقه طول بکشد و بعد از آن از آب بیرون آمده و روی شن های گرم بنشینید و سعی کنید گرمای شن ها را احساس کنید و بعد روی این شن و ماسه گرم دراز بکشید و به ابر های تکه تکه نگاه کنید و بعد از لحظاتی چشمانتان را ببندید ولی سعی کنید صدای دریا را بشنوید و حتی گرمای خورشید را روی بدنتان احساس کنید این هم از یک تا سه دقیقه زمان لازم دارد ولی خوب در افراد متفاوت است و بعد این گرمای خورشید به قدری گرم خواهد شد که شما مانند یک بخار از بدنتان فاصله گرفته و بدنتان را که روی ساحل افتاده است می بینید و این شمایید که به سمت بالا می روید و حدودا وقتی که بیست متر از بدنتان بالاتر رفتید بیکباره کل بدن خود را مانند دانه های شن و ماسه ریز میبینید , انگار مجسمه ای در همان شکل شما روی زمین درست کرده اند و کم کم احساس می کنید که باد تندی شروع به وزیدن می کند و جسم شما را روی زمین متلاشی می کند , شاید دیده اید که چگونه دانه های شن به هوا پرت شده و نا پدید می گردد و وقتی این باد بدن مثالی شما را برد , شما با سرعت زیاد بیکباره به سمت ابر ها کشیده شده و در آن محو خواهید شد و شما مانند چیزی میشوید که جسمی ندارد و فقط به صورتی مناظر را از بالا به پایین می بیند . البته خیلی ها وقتی جسمشان را به دست وزش باد متلاشی کردند نا گهان به احساس خروج از بدن شده اند و بعضی ها وقتی به سمت ابرها کشیده شده اند این پدیده برایشان اتفاق افتاده است و اشخاصی هم هستند که با قدم زدن در این محیط مجازی به این حس رسیده اند , چون برخی از افراد زمینه و استعداد خاصی دارند و خیلی راحت تر از بدن جدا می شوند و قویه تخیولشان به خوبی کار می کند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 1:24 توسط آرش |
|
|
به نام انکه جان را فکرت اموخت...
دوستان سلام..این مطلب را برای اطلاعات بیشتر در زمینه پرستش غیر خدا گذاشته ام....فقط برای شناخت بیشتر شیاطین... شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه "راه چپ" مخالف با "راه راست" طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. لاوییانها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش میکنند. شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنماییهای موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایشهای ادیان گذشته اجتناب میکنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونهای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی میبینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون مادهگرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب میکنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان میدهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی میشوند. تاریخچه مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که میگوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است. این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهههای قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است). با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزههای آنها شیطان وجود دارد و در همه جهانبینیهای الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند. با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 1 به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزههای مخالف دینهای ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است. قدیمیترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب "تکذیب یک کتاب" توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع میکند: "در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...". در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان میتواند به موارد زیر تقسیم شود: یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نام فرشتهای است که مومنین را مورد محک قرار میدهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد. اسلامی: کلمه شیطان در عربی "الشیطان" به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده میشود. ابلیس یک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد. مسیحیت: در بسیاری از شاخههای مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته میشود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است. همینطور گفته شده است است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است میتواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای "تهمت زننده" یا "کسی که به ناحق دیگران را متهم میکند". واژه Devil از فعلی به معنای "پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه است (گرچه این ادعا نادرست به نظر میآید) آیاواشی: "آکیلاتریراتو آمانای" منبع اسطورهشناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به "کرونی" که یک موجود شیطانی است سخن گفته است. این موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نامهای "راوانا" , "دوریودهانا" و ... متولد شده اند. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم... انواع و رویکردهای شیطان پرستی 1-شیطان پرستی فلسفی به طور غیر رسمی و گستردهای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی میدانند. او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود)، در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیدهای ندارند (اگرچه بایدی هم برای نبود آن ندارند) به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست. در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را خار میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی مینگرند. و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهان واقعی" را تشکیل میدهند. به طور شفافی، آموزههای شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد. چرا که این تعالیم از آموزههای یهودی-مسیحی نشئت گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است. 2-شیطانپرستی لاویی این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تأثیر نوشتههای فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت. یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف میدانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی میدانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند. 3-شیطان پرستی دینی گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل میشوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا بهوسیله شیطان شناخته میشوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است میتواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند. بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) میتوانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهههای باستانی بینالنهرینی و بعضا از الهههای رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان میگویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است) مابقی گروهها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق میکنند و تلاش میکنند خود را بهوسیله فلسفههایی چون میجیک و فلسفههای مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد." یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق میکند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه میدانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشتهاند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" میگویند. 4-شرپرستان این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط میشوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است
فلسفه شیطانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:55 توسط آرش |
|
|
وصف همزاد
همزاد با آدمی و در کنار او زندگی میکند و در تمامی دوران زندگی همراه ادمی است و بعد از مرگ زندگی همزاد به پایان نمرسد بلکه تغییر شکل میدهد. عاملان و مرتاضان هندی معتقدند بعد از مرگ آدمی همزاد او نمیمیرد.بلکه شکل جدیدی اختیار کرده زنده میماند و در هوا مشغول گشت وگذار خواهد بود.البته نویسنده میگوید من یکبار از موکل این سوال را پرسیدم و موکل سکوت کرد که البته سکوت موکل به دو معناست یا اطلاعی ندارد و یا اجازه بیان ان را ندارد همزاد دارای جسم لطیفی است و دورترین راه ها را در مدت زمان کوتاهی طی کرده و میتواند برای ما خبری بیاورد همچنین میتواند بین دو نفر محبت و یا کینه ایجاد کند و بسیاری از کارهایی را که انسانهای معمول نمیتواند انجام دهد همزاد انجام دهد. خطرات همزاد باید در نظر داشته باشید که طبق قراری که با همزاد خود میگذارید به او فرمان داده و طلب چیزی نمایید. باید طبیعت او را شناخته و بر طبق ان از وی درخواست کاری را بکنید. باید سعی کنید از او در خواست کارهای ناشایست را نکنید زیرا ابتدا او سعی میکند شما را از انجام ان کار منع نماید و بهتر است با او مخالفت نکنید زیرا در این صورت او پشیمان شده و غصه میخورد و عذاب میکشد و به همین دلیل به شما ضرر زده که جبرانش به سختی میسر میشود. توجه داشته باشید بعضی از اسرار ها و راز ها هستند که همزاد از بیان آن به شما امتناع میورزد پس او را مجبور به پاسخ گویی نکنید زیرا ممکن است به شما حمله کرده و هلاکتان کند. باید با او طرح دوستی بریزید و از در عشق و علاقه به وی نزدیک شوید. در این صورت او شما را از گذشته و آینده و حوادثی را که در شرف وقوع است را برای شما باز گو میکند و شما را اگاه میسازد کسانی که نباید دست به تسخیر همزاد بزنند عملیات قرانی احضار همزاد(1) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:51 توسط آرش |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم و صل الله محمد و آل الطاهرين
امروزه سير تكاملي علم نظر دانشمندان را مخصوصا در قارهء آمريكا و اروپا بوجود موجودات نامرئي و عالم ماوراءالطبيعه منتقل نموده است و لذا شبه اينكه (آيا در روي زمين چنين موجودي وجود دارد يا خير؟)را از مرحله ي محال بودن به مرحلهء امكان تنرل داده:حتي كتابهاي راجع به احضار ارواح تاليف و تا اندازه اي هم پيشترفت نموده اند البته ناگفته نماند كه آنها از((جن)) به ((ارواح شرير)) تعبير مينمايند اما آنچه را به وسيله ي ميز گرد و غيره بعنوان ارواح بشر و ارواح شرير احضار مينمايند چيزي جز همان جن نيست زيرا آنها هيچگونه تسلطي بر روح انسان ندارند تا بتوانند احضارش كنند. بعنوان شاهد قضيه اي را چند سال قبل در مشهد مقدس بوقوع پيوست بطور خلاصه از افراد موثق نقل ميكنم:::::::: عده اي ميزگردي تشكيل داده بودند و مشغول احضار روحي كه پدر يكي از خضار يا برادر او بوده كيفيت اين احضار به اين صورت است كه :شخص خاصي متصدي احضار است و ديگران حتي اگر بلد باشند حق مباشرت ندارند و تنها دور ميزي نشسته هر دو دست خود را آرام بر روي آن قرار ميدهند و آن شخص ابتدا اوراد مخصوصي را ميخواند و بعد يكايك حروف بيست و هشتگانهء الفباي عرب را از ابتدا تا اتنها ميخواند موقع تلفظ بعضي از حروف ميز بخودي خود و بدون محرك در زير دست ها حركت ميكند تا وقتي كه از تركيب حروف جواب معقولي براي سوالي كه پرسيده شده است حاصل شود. ايم مطلب بعنوان احضار ارواح غوغائي عجيب و غريب به راه انداخته بود تا اينكه دو نفر از علماء معتبر مشهد.خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده نمودند درجلسه ديگر يكي از آن دو خواستند كه گردانيدن ميز را به عهده بگيرند و متصدي امر با اكراه پذيرفته بودند اين عالم چون داراي علوم و معنويت خاصي بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئي و پنهان از چشم را بلد بود گرداننده يا گردانندگان ميز را به اسمائي كه حضرت سليمان (ع)ميدانست و با آن اسماء جنيان را مسخر كرده بود قسم داد و پرسيده بود:شما روح انسان هستيد يا موجودي ديگر؟و شروع به خواندن حروف الفبا كرده بود وقتي كه به حرف ميم ميرسد ميز تكان ميخورد ميم را ياداشت ميكند بعد بخ ترتيب در حروف .نون.جيم.نون.هاء.سين.تاء.و بلاخره ميم حركت ميكند كه از جمع حروف ((من جن هستم)) حاصل ميشود. بعد از اين واقعه تمامي ايم جلسات كه به نام احضار ارواح تشكيل ميشود موقعيت خود را از دست داد و معلوم شد كه جلسات احضار ارواح در اروپا و امريكا هم از اين نوع سنخ بوده و درواقع احضار جن است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:46 توسط آرش |
|
|
چگونه كتابت روحي و القائي انجام بديم؟
دوستان روش كتابت يكي از روش هايي است براي ارتباط با ارواح استفاده ميشه. همگام با شروع جلسه بينندگي قلم و كاغذي آماده و قلم ها را در حين بينندگي در روي كاغذ به حالت نوشتن مي گذاريم و در حالي كه چراغ خاموش است و آن را نگاه نمي كنيم.توجه كنيد نگاه نميكنيم. با قرائت سوره حمد و توحيد و سوره قدر و كوثر در حق ارواح آنهايي كه به امر قانون(توضيحشو در مطالبي كه نوشتم است)وارد عمل ميگردند و دست شما روي كاغذ به حركت در خواهد آمد خود خواهيد ديد كه اين حركت از شما نميباشد.در ابتداء حركت ها جزئي و در بعضي از افراد به حالت نوشتاري نزديك تر و در بعشي به نسبت توان روحي و هماهنگي با ارواح شروع به نوشتن مي كنند. به تمرينات مكرر از طرف قانون (همان جايي كه بايد اجازه بدهند كه ارواح با ما ارتباط برقرار كنه)از طرف قانون شما ياري خواهيد شد ضمنا يادآوري تابع قانون بودن الزامي است(تابع ائمه اطهار و...) به اميد موفقيت راستش اول نميخواستم اين آموزش رو در اينجا بيارم اما خوب....... التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:35 توسط آرش |
|
|
نمونه اي از رياضت مرحوم مجلسي را كه خودش گفته در اينجا ميآورم(البته اين همش نيست)
دريافته هايى را كه اين بنده ، از دوران رياضت و خودسازى بدست آوده ام ، مربوط به زمانى است كه به مطالعه و تحقيق تفاسير پرداخته بودم ، و شبى بين خواب و بيدارى حضرت محمد((ص )) را زيارت كردم . با خود گفتم كه : شايسته است تا در كمالات و اخلاق وى دقيق شوم ، هر چه ندبر من فزونتر مى گشت ، عظمت و نورانيت آن حضرت گسترده تر و روشنتر مى نمود. از اين روى ، دريافتم كه خلق و سرشت او، قرآن است ، و بايد در قرآن بينديشم . هر چه دقت من در آيه اى بيشتر مى شد، دريافت فزونترى از حقايق نصيبم مى گرديد. بگونه اى كه يك باره حقايق بيكرانى به جانم سرازير مى شد. و چنين موهبتى ، در پى هر تدبر من در آيه اى پديد مى آمد. البته ، براى كسى كه به چنين توفيقى دست نيافته ، باور اين سخن ، غير ممكن مى نمايد، چرا كه غير عادى به نظر مى رسد، اما - در نام وياد اين مطالب - راهنمائى و برادران ايمانى ام را قصد نموده ام . آن دستور ((خودسازى و رياضت )) عبارت است از: از هر كلامى كه سود ندارد، و بلكه از غير ياد حق تعالى ؛ زبان به كام كشيدن . از لذتها و خوشيهاى (غير ضرورى و باز دارنده )، خوردنيها، پوشيدنيها، زناشوييها، مسكنها و...، دست كشيدن . از مراوده با غير اولياءالله دورى جستن . خواب فراوان را ترك نمودن . ياد خداوند متعال را، همراه با مراقبت ، پيشه خود ساختن . ديگران ، مداومت بر ذكر ((يا حى يا قيوم لااله الا انت )) را پى مى گرفتند، و من نيز آن ذكر را آزموده ام . اما بيشترين ذكر من ((يالله )) است ، با دور افكندن غير حق از قلب ، و با توجه به ذات بارى تعالى . البته ، مهم و اساسى ، همان ذكر حق تعالى ، با مراقبت است ، كه ديگر چيزها به پايه ذكر نمى رسد. پايدارى - به مدت چهل روز- بر آنچه كه (از قانون تمرين و رياضيت ) بر شمرديم ؛ باعث مى شود، كه در بهايى از انوار: حكمت ، معرفت و محبت الهى گشوده گردد، و سپس ، آدمى به مقام فناء و بقاء باالله ترقى كند و راه يابد. (چنانكه روايات فراوانى در اين باب گذشت ) و از آن روى كه اينم شيوه خودسازى و سير الى الله ؛ نزديك ترين راهها به سوى خداست ؛ تعارض نفس و شياطين ظاهر و باطن ، با آن شديدتر است . زيرا اگر همه مردم به نمى شوند، چرا كه بيشتر غرضها، در روى آورى به اين گونه دانشها؛ دوستى مال ، مقام و برترى نزد مردم است . كه اگر چنين شد، شياطين نيز مدد كار مى شوند. اما اگر، غرض از آموختن دانش ، خشنودى خداوند متعال بود، (به گونه طبيعى ) دشواريهايى را پيش روى دارد. كه اگر دشوارى پديدار نشد، سزاوار است است كه در اين كوتاه آمدن شيطان - كه شايد غرضى در آن داشته باشد - درنگ كنيم . در اين چهل سالى كه به راهنمايى و ارشاد مردم پرداخته ام ، كسى را كه بر اساس اين دستورالعمل ، به خود سازى به پردازد، نيافتم ، و اين خود دليل شكوهمندى و گرانمايگى اين دستور است ، در صورتيكه ، با راهنمايئهاى همگانى و گسترش دانشهاى دينى ؛ بيش از صد هزار نفر را، هدايت كرده ام . در اين ايام ، ديدار حضرت رسول ((ص )) را توفيق يافتم ، از ايشان پرسيدم نزديك ترين راه ، براى سير الى الله چيست ؟ حضرت فرمودند، همان است كه مى دانى (و بدان عمل كرده و دستور مى دهى ). چگونه است ، آدمى كه در برابر ادعاى دروغين كسى كه مى گويد: من كيمياگرم ، دارايى و فرصتهاى خود را صرف مى كند، در صورتى كه مى داند، اگر اين ادعا راست باشد، نيازى به اظهار آن نيست ، بلكه بايد در كتمان آن بكوشد، اگر چه به بدترين شكنجه ها كشته شود. اما به احتمال اينكه راست مى گويد، راضى است كه مال خود را براى او پرداخت كند. و آنچه كه من مى گويم ، بر گرفته از خود آيات الهى ، روايات پيغمبر((ص )) و امامان معصوم ((ع )) است . چيزى اس كه حكماى ظاهر، مانند، بوعلى سينا، - در نمط نهم از اشارات - نيز بدان گواهى داده است پس ايرادى ندارد، كه تو چهل روزت را (به اين گونه كه گفتم ) به عبادت پردازى - با اينكه بايد تمام عرمت را چنين كنى - با تضرع وزارى به درگاه خداوند روى آورى ، با انگيزه بندگى و عبادت ، و نه براى آزمايش . چنانكه ، خاتم انبياء((ص )) فرمودند: كسى كه چهل روز خود را براى خداوند خالص كند، سرچشمه هاى معرفت را، از جانش بر زبانش جارى مى سازد(فقط 40 چهل روز بچه ها) والحمد لله هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا لله _________________ پيرى و جوانى چو شب و روز بر آمد *ما شب شد و روز آمد و بيدار نگشتيم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:30 توسط آرش |
|
|
به نام انکه جان را فکرت اموخت
ذكر يك دستور از كتاب «أسرار الصّلوة» مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تبريزي (ت) مرحوم حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي از اعاظم تلامذة مرحوم آية الحقّ و سند التّوحيد معلّم ربّاني حاج شيخ حسينقلي همداني رضوانالله عليهما است . و كتب وي عبارتند از: «لقاءالله» و «أسرار الصَّلوة» و «المراقبات» (أعمال السَّنة) كه الحقّ مستغني از تعريف است، بالاخصّ كتاب «لقا´ءالله» ايشان آتشي مخصوص دارد و براي فتح باب سالكين إليالله كليد و رمز موفّقيّت است. ما در اينجا به ذكر يك دستور از كتاب «أسرار الصّلوة» وي، طبع سنگي، ص 46 اكتفا مينمائيم؛ ميفرمايد: من از بعضي أجلاّء مشايخ خودم كه همانند او حكيم عارفي، و معلّم حاذقي را در راه خير، و طبيب كاملي را نديدهام پرسيدم: كداميك از أعمال جوارح را كه شما تجربه نمودهايد اثرش در قلب بيشتر است؟! فرمود: سجدة طويله در هر روزي كه آنرا ادامه دهد، و طول بدهد جدّاً تا اينكه يكساعت و يا سه ربع ساعت به طول انجامد و در آن بگويد: لاَ´إِلَـ'هَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَـ'نَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّـ'لِمِينَ . «هيچ معبودي نيست جز تو اي خداوند! تو پاكي و منزّه و مقدّس ميباشي! من هستم كه رويّه و دأبم اين بوده است كه از ستمگران بودهام.» بطوريكه نفس خود را گرفتار و محبوس در حبس عالم طبيعت مشاهده نمايد و مقيَّد و مغلول به قيدها و غلهاي اخلاق رذيله بنگرد، و خداوند را تنزيه كند كه: تو اين كار را از روي ظلم و ستم به من ننمودي! و من بودم كه به نفس خودم ستم نمودم و آنرا در اين مهلكة عظيمه وارد ساختم . و ديگر خواندن سورة قدر را در شبهاي جمعه و عصرهاي جمعه يكصد بار. مرحوم استاد قُدّس سرّه ميفرمود: من در ميان أعمال مستحبّه عملي را نيافتهام كه مانند اين سه چيز موثّر باشد. و در روايات مطالبي وارد است كه حاصلش اين است: در روز جمعه صد نفحه يا صد رحمت نازل ميشود، نود و نه تاي آن براي كسي است كه سورة قدر را در عصر جمعه يكصد بار قرائت كند، و براي او همچنين نصيبي در آن يك نفحه و يا يك رحمت ديگر نيز هست. ـ انتهي . منبع: سایت عرفان شمس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:28 توسط آرش |
|
|
سوره اعلي را تا 41 روز روزي 3 مرتبه بعد از هر اذان مداومت كنيد جهت ارتباط با موكل
عزیزان سوره ضحی را 12 مرتبه به نیت مدد آقا بخوانید اگر بخواهند به شما موکل هم می دهند همین و بس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:18 توسط آرش |
|
|
متوانید در بخش نظرات نام خود و نام مادر خود را بنویسد تا نام موکل خود را از یک استاد بپرسم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:13 توسط آرش |
|
|
سلام
روش احضار : من نمی دانم احضار و یا تسخیر موکل چقدر برای شما مفید است ولی اجازه آن رانمی دهم چون از شما شناختی ندارم ولی دستور آن را برایتان می نویسم آیه الکرسی خواندن 5 قل کشیدن مندل با کارد اگر دستورش را ندارید 5 قل را بخوانید و دور خود خط بکشید دود کردن سندروس و کندر خواندن سوره صافات بعد از هر بار کلمه شهاب ثاقب بگویید احضروا یا (نام موکل ) را بگویید نام موکل شما : غائیل روش تسخیر : آیه 35 سوره نور یک چله بخوان احقاف آیه 32 و 31 یک چله بخوان ترک حیوانی ترک معصیت سوال داشتید در خدمتم این احضار و تسخیر خلاصه بود ولی کاربردی اگر کسی بیشتر خواست چشم ولی به شرطی که امتحانش کنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:5 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
| آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
آرش |
|
RSS
|