![]() |
![]() |
|
| ما هستیم |
|
مكالمه با روح ميرزا تقي خان امير كبير
روح تقي حاضر است . س- حال شما چطور است ؟؟ ج- حال من خيلي خوب است س- پس از آنكه شما را كشتند آيا تا اين تاريخ بد نياي جسماني مراجعت كرده ايد ؟؟ ج- خير من احتياج نداشتم . س- آيا تصور مي كنيد بزودي به عالم ملكوتي صعود مي كنيد ؟؟ ج- بلي بزودي خواهم رفت س- شما فعلا مشغول چه كاري هستيد ؟؟ ج- من در اينجا مشغول مطالعه طبيعت و بزرگي خلقت هستم. حقيقتا حيرت آور است در عالم جسماني ما هيچ نمي فهميديم اوضاع عالم و خلقت آن بكلي غير از آن چيزهائي است كه در عالم تصور مي كنند. ما اينجا و ظايفي داريم كه در صورت انجام آنها موفق به ارتقاء مي گرديم و الا بعالم جسماني صعود مي كنيم و هيچ عذابي بالاتر از جسمانيت براي روح نيست و تعجب است كه در عالم شما مردم علاقه زيادي به حيات دنيائي دارند. مرگ در نظر آنها دشوار است در صورتيكه كاملا در غفلت هستند عالم جسماني جز همان جهنم كه تمام اديان از آن ياد كرده اند چيز ديگري نيست انجام و ظيفه براي ما چندان سخت نيست با كمال سهولت تكاليف خود را انجام ميدهيم هر گاه ميل كنيم مطلبي را بفهميم فورا اراده مي كنيم از آن موضوع مطلع مي شويم و هر گاه بخواهيم در عالم جسماني به كسي چيزي بفهمانيم بوسايل مختلفه ممكن است مثلا القا مي كنيم فلان كتاب را بخواند و قتي كه بخواهيم به كسي بفهمانيم كه كار بد نتيجه خوبي ندارد به اوالقاء مي كنيم كه به نتايج آن فكر كند ما اينجا خيلي تفريح داريم كه صد يك آن در دنياي جسماني شما نيست و لذتهاي زيادي مي بريم كه تصور آنهم در عالم جسماني براي شما ممكن نيست. س- آيا عذابي كه ارواح در عالم شما تحمل مي كنند اسباب تصفيه آنها مي شود ؟؟ ج-بلي ولي تصفيه حفيفي در عالم جسماني شما است. س-پس عذاب آنجا فقط بعنوان مجازات است يا نه ؟؟ ج-بلي س- همان طوري كه ارواح از عالم شما براي تصفيه به عالم جسماني رجعت مي كنند آيا از عالم ملكوتي هم به عالم شما رجعت مي كنند يا خير ؟؟ ج- خير آنها براي تصفيه ممكن است به كرات ديگر بروند س-آيا ممكن است بفرمائيد ارواح در عالم شما به جند طبقه تقسيم شده اند ؟؟ ج- ارواح در عالم ما به چهار طبقه تقسيم شده اند طبقه اول ارواحي هستند كه مقامشان فوق سايرين است. طبقه دوم آنهائي هستند كه تا درجه تصفيه شده اند.طبقه سوم آنها هستند كه حالشان خيلي بد است و در عذاب مي باشند. س- شما در كدام طبقه هسنيد ؟؟ ج- من در طبقه اول هستم س- در عالم شما آيا غير از ارواح بشر ارواح ديگري هم هستند. ؟؟ ج-خير فقط ارواح بشر در اين عالم است. س- آيا حيوانات هم داراي روح هستند. ؟؟ ج- البته داراي روح هستند ولي آنها هم يك عالم ديگر دارند س-آيا در عالم شما هم خواب هست ؟؟ ج- در عالم ما نه خواب هست نه خوراك نه لباس ما احتياجي به اين چيزها نداريم س-در جلسات معرفه الروح اغلب ديده مي شود كه ارواح بعضي اشياء براي حاضرين مي آورند يا في المجلس اشيائي مي سازند مي خواهم بدانم آيا حقيقتا ارواح داراي چنين قدرتي هستند. ؟؟ ج- بلي روح مي تواند اشياء را از محلي به محل ديگر حمل كند و مي تواند خودش آنها را از مادي اثري بسازد س- در عالم شما آيا تمام ارواح با هم مربوط و مباشر هستند ؟؟ ج- بلي هر روحي محشور و معاشر با ار واح طبقه خودش است س- چرا بعضي اوقات نشاني كه از ارواح خواسته ميشود اشتباه مي كنند ؟؟ ج- براي اينست كه اغلب جزئيات عالم جسماني را فراموش مي كنند ولي ممكن است از يك روح عالي حقيقت گفته هاي آنها را سوال كنيد س- مي توانيد بگوئيد چند مدت است كه بشر در كره زمين زندگي مي كند ؟؟ ج- بلي تقريبا 15 ميلون سال است . س- آيا هرروحي مي تواند در عالم جسماني ما اجسام را حمل و نقل نمايد يا اسبابي بسازد ؟؟ ج- بلي هر روحي مي تواند ولي فقط ميتواند حمل كند ارواح طبقه اول مي توانند سازندگي كنند س- ميگويند در عالم زمان و مكان وجود ندارد لذا عده اي مدعي هستند كه از آينده اي ميتوان خبر داد ؟؟ و بعضي اوقات خواب هائي كه ديده ميشود پس از چندي واقع مي گردد. ج- زمان و مكان آن نوع كه شما فكر مي كنيد مخصوص دنياي جسماني است ما نه زمان داريم نه مكان تمام موجودات وجود دارند و حوادث تا حدي كه مي بينيم در نظر ما حكم حال را دارد وقتي كه شما ميل داشته باشيد بدانيد هر موضوعي كه ممكن است از من سوال كنيد و من به شما ميگويم ولي در موضوع مادي نباشد چون ما موظف به پاسخ نيستيم س- ارواح در عالم شما چه صورتي دارند از قراري كه گفته مي شود آخرين صورت جسماني خود را حفظ مي كنند ؟؟ ج- خير يك شكل درهمي است كه هيچ از آن مفهوم نمي شود ماها خودمان از اوضاع خود با خبر و آگاه هستيم شما فقط بدانيد كه ما يك شكل درهمي داريم. س- اشخاص كه قبل از موعد مقرر بواسطه حوادث تلف مي شوند چه حالي دارند ؟؟ ج- آنها خيلي زود بر مي گردند و البته قدري نسبت به آنها مراعات مي شود س- بعضي اشخاص نسبت به يكديگر محبت فوق العاده دارند در صورتيكه درجه روحي اين دونفر يكي باشد ممكن است تصور كرد در آن عالم نيز با هم معاشر خواهند بود. در صورتي كه درجه روحي آنها مختلف باشد آيا از ديدار هم محروم خواهند بود ؟؟ ج-براي ارواحي كه مقامشان خيلي پست است جز اين چاره اي نيست انسان براي تصفيه از راه انجام وظيفه خلق شده نه براي عاشق و معشوق س-تقدير چه چيز است ؟؟ ج-تقدير همان اعمال خوب يا بد انسان است كه در دوره قبل داشته و البته انسان هر قدر عميق باشد بهتر متوجه نكات ميشود بي تجربگي زيان آور است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 2:42 توسط آرش |
|
|
ميدانيم روح از عالم خاك به مرگ جسم از آن خارج شده وبدنياي روح منتقل ميشود نيروي شعور انسان با از هم پاشيدگي اعضا ء بدن و مغز از كار مي افتد ولي در مقابل احساس انسان بي اندازه قوي ميشود و روح رنج و ناراحتي را بيش از عالم جسماني احساس مي كند در هنگام مرگ چنانكه گفتيم عقل وادراك از كار مي افتد شخص متوجه نيست كه چه بر او مي گذرد و از اينكه روح از بدنش جدا مي شود بي اطلاع مي باشد ء حالات روحي انسان در لحظات مرگ و پس از مرگ شباهت زيادي به خواب و رؤيا دارد زيرا در هنگام خواب هم قواي عاقله موقتا از فعاليت مي افتد و آنچه را انسان در خواب مي بيند حقيقت پنداشته و خيال مي كند واقعيت دارد لازم به توضيح است عوالم روحي محدود نبوده و تا بي نهايت يكي پس از ديگري وجود دارد مي توان عوالم مختلف روحي را در سه موضوع خلاصه كرد
1-عالم برزخ يا عالم تصفيه 2-عالم احساس 3-عالم عقلاني آري وقتي روح از بدن جدا مي گردد و عالم جسماني را ترك مي گويد وارد عالم برزخ مي شود نوعي رنج و الم و سرگرداني حتي گيجي به روح دست مي دهد و در اين عالم تصفيه بر حسب اعمال شخصي كه زمان توقفروح در حالت برزخي است با تحمل ريج وعذاب آلودگي و صفات زديله از بين مي روند نوع تصفيه در مورد ارواح پست يا متوسط خوب فرق مي كند و بستگي به نوع رفتارشخص در جهان مادي دارد مدت اقامت روح در عالم برزخ براي ارواح پست طولاني خواهد بود پس از آزادي روح از عالم تصفيه وارد عالم احساسات مي شود در عالم احساسات هم روح از مرگ خود خبر ندارد و نمي داند از عالم جسماني به عالم روح انتقال يافته است . و تماسهائي كه با اين نوع ارواح وسيله ميز گردو مد يوم گرفته شده حاكي از اينست كه شخصي مي گويد نمرده ام و خيال مي كند هنوز در عالم جسماني قرار دارد. فرد درحال احتضار با ارواح ديگري كه طي دوران حياتش با آنها اشنايي يا قرابتي داشته برخورد مي كند.اين ارواح در آن نقطه حضور مي يابند تا در كار انتقال دوح فردي كه به تازگي در گذشته است به عوالم مارواء حيات مارن كمك و ياري مي نمايند.روح فردي كه به تازگي از جهان مادي رحل عزيمت گزيده است مورد شناسائي دوستان و كساني قرار مي گيرد كه طي دوران حيات پس از مرگ با وي آشنايي داشته اند ... و در اين نقطه افراد مذ كور اطلاعاتي در خصوص اوضاع و احوال حيات جاودانه روح در اختيار وي قرار ميدهند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 2:39 توسط آرش |
|
|
فطرت انسان به گونه ایست که او را محتاج به سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن با همنوعان خود ساخته است. از طرفی اصوات در حیوانات هم به طریق علمی و هم تجربی ثابت شده و همچنین در قرآن و روایات ذکر شده که بعضی از پیامبران مانند حضرت سلیمان و نوح زبان حیوانات را دانسته و می توانستند با آنها سخن گویند، در جنیان نیز به همین گونه است، از آنجایی که جن ها نیز مادی هستند و زندگی اجتماعی آنها ایجاب می کند که با یکدیگر سخن بگویند، پس به طور قطع و یقین آنها اصواتی برای انتقال مفاهیم به یکدیگر دارند ولی در فهم ما نیست. البته کسانی می توانند به طریقی حرف های آنان را دریابند و با آنها سخن گویند؛ چنانکه رسول و برخی از امامان با آنها صحبت می کردند و افرادی بنا بر توانایی های خاصی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند.( ارتباط دهندگان یا جن گیران) از امام صادق(ع) نقل شده است:(( روزی امیر المؤمنین(ع) در کوفه بر فراز منبر مشغول خطبه بود که ناگهان اژدهایی در حالی که به شدت به طرف مردم می دوید و آنها از او می گریختند پدیدار شد. حضرت فرمود:(( راه را برای او باز کنید)). اژدها جلو آمد و از منبر بالا رفت و پاهای حضرت را بوسید و خود را به پاهای مبارک حضرت مالید و سه بار دمید، سپس پایین آمد و رفت و حضرت خطبه را ادامه داد. وقتی مردم توضیح خواستند ایشان فرمود: او مردی از جن بود که می گفت: فرزندش را یکی از انصار به نام جابر بن سمیع، بدون اینکه آزاری به او رسانده باشد کشته است و اکنون خون فرزندش را می طلبد)). قابل ذکر است دری که اژدها از آن وارد و خارج شده بود به ((باب الثعبان)) (درب اژدها) مشهور شد. پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، معاویه که نمی خواست ذکری از فضائل آن حضرت گفته شود دستور داد فیلی آوردند و به آن در بستند. آن قدر فیل را در آنجا نگه داشت تا به باب الفیل مشهور شد و هم اکنون نیز، ((باب الفیل)) (درب فیل) نامیده می شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 2:32 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
| آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
آرش |
|
RSS
|