تبليغاتX
گروه گلستان تهران
ما هستیم

به نام خالق جهان و هستي

 

فردا 8 فروردین 1386 انجمن جن و روح 1 ساله شد اين انجمن در سال 1384 اسفند 24 برنامه ريزي شد و در روز 8 فروردين 1385 ساخته شد ولي به خاطر بعضي از مشكلات

2 ماه بعد اين انجمن هر روز بروز رساني مي شد.

پس از امروز به بعد با تغيرات زيادي در انجمن ما را هميراي كنيد.

1-    براي نويسنده شدن در اين انجمن در بخش نظرات ايميل خود را بگزاريد.

2-    وبلاگ ها و وب سايت هاي خود را در لينك باكس جن و روح ثبت كنيد.

3-     در انجمن جن و روح ثبت نام كنيد.

4-    انجمن ما را به دوستان و به موتور هاي جستجو معرفی كنيد.

5-    ما را در وبلاگ و سايت خود تبلیغ كنيد .

6-     براي ما مطلب و عکس و فیلم هاي در مورد جن و روح و ماورإ بفرستید.

7-    بعد از مطالعه مطالب در بخش نظرات نظر بگزاريد.

سالروز تاسيس اولين انجمن جنگيري در ايران را به شما تبريك مي گويم.

 

ايميل ما: jeen_rooh2000@yahoo.com

 

لينك باكس ما: http://linkbox-iran.blogfa.com

انجمن ما:ٌٌ www.behnam1200.freefrums.org

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 19:3  توسط آرش | 
دوست شدن با جنها کار بي دردسري نيست که براي تجربه يا تفريح بشه سراغش رفت. اگر با خواست خودتون وارد دنياي جنها بشيد، اونها هم بيشتر در زندگي شما دخالت مي کنند. معمولا جنها حريم خصوصي براي انسان قائل نيستند. در هر حالتي و هر جايي ممکنه به سراغ شما بيان. اگر از اونها درخواست کمک کنيد، ممکنه کمکتون بکنند ولي درمقابل شايد درخواستهايي از شما داشته باشند که نخواين انجام بديد ولي اونها مجبورتون کنند. جنها قدرت کنترل و نفوذ محدودي بروي مخلوقات ديگه دارند که هرچقدر قدرت روحي مخلوقي بيشتر باشه، نفوذ و تسلط جنها روي اون کمتر ميشه. بنابراين کساني که مراقبه نمي کنند - عبادتهاي اکثر دينها نوعي مراقبه ست- آسيب پذيرتر از ديگرانند و بهتره از دوست شدن با جنها صرفنظر کنند. تمسخر و به بازي گرفتن از مواردي ست که جنها رو تحريک و خشمگين مي کنه. هيچوقت براي تفريح و خوشگذروني سراغ جنها نريد.
جنهاي مسلمان علاقه ي چنداني به دوست شدن با انسان ندارند. در اکثر مواقع وقتي که انسانها براي ارتباط با جنها تلاش مي کنند، جن هاي کافر هستند که به درخواست ارتباط پاسخ مي دن و هدفشون اکثرا سواستفاده، آزار و انحراف انسانهاست . ممکنه ابتدا با کمک اين جنها به بعضي چيزهايي که درنظر داريد برسيد ولي... مثلا ممکنه با جني ارتباط برقرار کنيد و به شما بگه خداپرستم. با مهربوني و لطف زياد براي رسيدن به موفقيت و ثروت هم کمکتون کنه. اما يک روز ناگهان از شما بخواد که مادرتون رو بکشيد. اون موقع حتي اگر پشيمون باشيد چاره اي نداريد. اگر قدرت کنترل شما رو داشته باشه که خواستش رو انجام خواهيد داد و اگر نتونه کنترلتون کنه و از انجام اينکار سرپيچي کنيد، براي انتقام دست به هرکاري ممکنه بزنه. به اين شکل يک دلخوري ساده بين شما و دوست جن کافرتون ممکنه زندگي خيلي از عزيزانتون رو بگيره و سرنوشت خودتون رو کاملا عوض کنه.
البته اگر بي اندازه خوش شانس باشيد و مهرتون در دل يک جن خداپرست بنشينه و باهاش دوست بشيد. باز هم ارتباط راحتي نيست. جنها هم مثل انسانها روحيات متفاوتي دارند. بعضي از جنهاي خداپرست شديدا افراطي هستند. ممکنه بخاطر انجام کاري که بنظرشون گناه بوده از شما ناراحت بشن و به شيوه ي خودشون تنبيه تون کنند. مثل بســــياري از جنهاي مسلمان که بخاطر رفتار بد انسانها با پيامبران و امامها، شديدا از انسانها ناراحتند و گاهي به اين دليل به انسانهاي بي ملاحظه که حرمت دينها رو نگه نمي دارند صدماتي مي زنند.
پس به اين راحتي داوطلب وارد شدن به واديي که خيلي کم ازش اطلاعات داريد نشيد. ما در کنار اين مخلوقات زندگي مي کنيم و صد در صد همه ي شما دوستان تا حالا با تعداد زيادي جن در ارتباط بوديد ولي اين ارتباط با تسخير و درخواست امدادهاي غيبي فرق مي کنه!
در ارتباط جن و انسان، بعضي از موضوعات اهميت بيشتري دارند که اگر رعايت کنيد صدمات کمتري از جنها مي خوريد و براي جنها پذيرفتني تر خواهيد شد. غير از قدرت نفوذ جنها و درخواستهاي غيرمنطقي شون که در پست ارتباط با جن-1 درموردش توضيح دادم، اخلاق تند و حساسيت جن ها به تمسخر هم از موانع ارتباط انسان و جنهاست. عکسهاي ghoststudy.com رو ديديد؟ اکثر اين عکسها مربوط به جن هستند، نه روح. بعضي از عکسها بنظر من ساختگي مي اومد و فقط بعد از ديدن چند نمونه واقعيش باور کردم. گاهي اين عکسها اونقدر ساختگي و غيرممکن بنظر مي رسند که آدم بهشون مي خنده! يکي از تجربه هاي بدم رو تعريف کنم.
يکي از دوستان جن زاده که وبلاگ نويسند برام يه عکس فرستادند. موجودي با ظاهر ترسناک که قابل تحمل نبود. از صورتش رشته هاي گوشت بهم پيچيده بيرون زده بود و از انتهاي رشته ها مو و چرک و خون بشکل تهوع آوري آويزون بود. جاي چشمها دو شکاف مورب بود و دو زائده شبيه ناخن تيز از داخل شکافها بيرون اومده بود... تعريف جزئيات ناهماهنگ صورت و بدنش رو کنار مي ذارم. بنظرم رسيد عکس واقعي نباشه چون خيلي ناقص الخلقه بود. من با ناباوري و لبخند تمسخر عکس رو ديدم و پاک کردم.نيمه هاي همون شب براي کاري بيدار شده بودم. صداي هن هن و زوزه هايي شنيدم، به دنبال صدا به آشپزخونه رفتم و اونجا صاحب عکسي که دوستم فرستاده بودند ديدم. غير از ظاهر ترسناک بوي خيلي بدي هم مي داد. نفسم گرفت و با حال تهوع و وحشت شديد کف راهرو ولو شدم. نمي دونم چه صدايي از خودم دراورده بودم که پدرومادرم بسرعت اومدند و به سختي اون مخلوق رو بيرون کردند. همگي حال بدي داشتيم و من تا مدتها روحيه مو باخته بودم. بعدها فهميدم دليل اومدن اون مخلوق، ناراحت شدنش از لبخند تمسخر من بوده.
جن ها موجوداتي بي اندازه حساس هستند و اکثرا اخلاق تندي دارند. محبت و خشمشون در منتها درجه ست. براي همين بايد درمورد جنها با احتياط زيادي رفتار کرد. اگر باورشون نداريد يا گاهي مطالب يا عکسهايي مي بينيد که عقلتون اونها رو نمي پذيره، هرکاري مي کنيد، توهين و تمسخر نکنيد. خودمم تازگي اين موضوع رو متوجه شدم که جن ها به عکسهاشون حساسند!
البته صد در صد عکسهاي ساختگي زيادي هم از جنها و ارواح وجود دارند، ولي من که ترجيح مي دم حتي ساختگي ها رو هم مسخره نکنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 1:14  توسط آرش | 

شيطان هم مانند شهروندان  کشورها رئيس جمهور٬ دولت و کابينه ای دارد. و کابينه او مرکب از بيست نفر است. کارهای خود را با کمک آنها انجام می دهد. برای هر کاری وزيری تعيين کرده ٬ به انحراف کشيدن مردم به آن کابينه سپرده است.افراد کابينه اش از فرزندان خود او هستند.در هر صبح و شام تخت خود را می گذارد و بران می نشيند ٬ افراد کابينه دورش جمع می شوند ٬ او هم دستورات لازم را به آنها می دهد٬ هرکس در پی ماموريت خود می رود

اسامی کابينه او از اين قرار است:

۱-وَلْها  يا  ولهان: او مامور  طهارت و نماز و عبات است.او انسان را در طهارت و نماز وسوه می کند و به شک می اندازد  که اين نماز باطل است .نمازديگری  شروع کن ٬ وضوی تو ناقص بود دومرتبه تجديد کن.گاهی در سجده در بدن انسان چيزی می دمد ٬ بهطوری که انسان خيال می کند وضوی او باطل شده و مجبور شود دومرتبه وضو بگيرد.

۲- هَفاف: ماموريت دارد که در بيايان ها و صحرا ها انسان را اذيت کند و برای ترسانيدن او را به وهم و خيال  اندازد يا به شکل حيوانات گوناگون  به نظر انسان درآيد.

۳-زلنبور(يارکتبور): که آن موکل بازاری ها است.لغويات و دروغ ٬ قسمدروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زينت می دهد.آنها هم برای اين که جنس خود را به فروش رسانند آن اعمال را انجام می دهند.

۴-ثبر: در وقتی که مثيبتی به انسان وارد می شود ٬ صورت خراشيدن ٬ سيلی به خود زدن٬ يقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسنديده جلوه می دهد.

۵-ابيض: انبيا را وسوسه می کند. يا مامور به خشم در اوردن انسان است و غضب را پيش او موجه جلوه می دهد و به وسيله آن خونها ريخته می شود.

۶-اعورا: کارش تحريک شهوات در مردان و زنان است و آنها را به حرکت در می آورد ! و انسان را وادار به زنا می کند.عور همان شيطانی است که برصيصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند و بعد او را به قتل رساند.

۷-داسم: همواره مراقب خانه هاست.وقتی انسان وارد خانه شود و سلام نکرد و نام خدا رو نگويد با او وارد خانه می شود و انقدر وسوسه می کند تا شرو فتنه ای ايجاد نمايد.و اهل خانه را به جان هم می اندازد.هرگاه انسان وارد خانه شد و سلام نکرد و ناراحتی پيدا شد بايد بگويد ( داسم٬ داسم٬ اعوذبالله منه )

۸-مطرش يا مشوط و يا وشوط: کار او پراکنده کردن دروغ و يا دروغهايی  که از خود جعل کرد و حقيقت ندارد است.

۹-قَنْذَر: او نظارت بر خانه افراد می کند هرکس چهل روز در خانه طنبور داشته باشد ٬ غيرت را از او برميدارد ٬ به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.

۱۰-دهّار: ماموريت او آزار مومنان در خواب است.به طوری که انسان در خواب خوابهای وحشتناک می بيند و يا در خواب به شکل زنان نا محرم در می آيد و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.

۱۱-اقبض: وظيفه او تخم گذاری است.روزی سی عدد تخم می گذارد . ده عدد در مشرق ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط زمين٬ از هر تخمی عده ای از شياطين و عفريتها و غول ها و جن بيرون می آيند که تمام آنها دشم انسان اند.

۱۲-تمريح: امام صادق (ع) فرمود: برای ابليس-در گمراه ساختن افراد- کمک کننده ای است به نام  (تمريح) ور در آغاز شب  بين مغرب و مشرق به وسوسه کردن٬ وقت مردم را پر می کند.

۱۳-قَزح: ابن کوا  از اميرالمومنين (ع) از قوس و قزح پرسيد٬ حضرت فرمودند: قوس و قزح مگو؟! زيرا نام شيطان ((قزح)) است بلکه بگو  ((قوس اله و قوس الرحمن)).

۱۴-زوّال: مرحوم کلينی از عطیة بن المعزام روايت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق (ع) بودم و از مردانی که دارای مرض ((ابنه)) بوده و هستند ياد کردم. حضرت فرمودند:(( زوال )) پسر ابليس با آنها مشارکت می کند و ايشان را مبتلا به آن مرض می شوند.

۱۵-لاقيس: او يکی از دختران شيطان است و کارش وادار کردن زنان به مساحقه و هم جنس بازی زنان است.او مساحقه را به زنان قوم لوط ياد داد . يعقوب بن جعفر می گويد: مردی از حضرت صادق (ع) از مساحقه بازی زن با زن ديگر پرسيد : حضرت در حالی که تکيه کرده بود نشست و فرمود: زن زير و زن رو- هردو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد((لاقيس)) دختر ابليس را که چه عمل زشتی را برای زنها آورد.آن مرد گفت: اين کار اهل عراق است؟ حضرت فرمود: سوگند به خدا که اين عمل در زمان رسول خدا(ص) بود قبل از اينکه در عراق باشد.

۱۶-مُتکَوَّن: شکل خود را تغيير می دهد و خود را بصورت بزرگ و کوچک در می اورد و مرذدم را گول می زند و به اين وسيله انان را وادار به گناه می کند.

۱۷-مُذَهّب: خود را بصورت های مختلفی در می اورد مگر به صورت پيغمبر و وصی او .مردم را به هر وسيله که بتواند گمراه می کند.

۱۸-خنزب: بين نمازگزار و نمازش حائل می شود.يعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند.در خبر است که عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول(ص) عرض کرد: شيطان بين نماز و قرائت من حائل می شود-يعنی حضور قلب را از من می گيرد - حضرت جواب داد: نامش شيطان((خنزب))است. پس هر زمان از او ترسيدی به خدا پناه ببر.

۱۹-مِقلاص: موکل قمار است.قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند.به وسيله قمار و برد و باخت  اختلاف و دشمنی در ميان آنها به وجود می آورد.

۲۰-طَرطَبه: يکی از دختران آن ملعون می باشد .کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقين می کند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:10  توسط آرش | 
-ابليس: به معنای ياس و نا اميدی از رحمت خداوند است.لفظ ابليس ۱۱ بار در قرآن آمده است.

۲-وسواس: به معنای وسوسه گر و وسوسه کننده است.

۳-خناس: به معنای پنهان و ناپيدی است .

۴-رجيم: به معنای سنگسار کردن و سنگسار شده است٬چون هم از دگاه الهی رانده شده و هم توسط فرشتگاه با شهاب ثاقب رانده شد و هم توسط حضرت ابراهيم و اسماعيل و هاجر رانده شده است.

۵-حارث: که قبلا اسم او در بهشت و در بين فرشتگاه حارث بود.

۶-عزازيل: از ماده عزيز و به معنای عزيز شده است٬ چون شيطان در بهشت در ميان ملائکه خيلی محترم و عزيز بود.

۷-صاغر: به معنای پست و ذليل.

۸و۹-مذئوم و مدموره: يعنی ذليلانه و با خواری رانده شده.

۱۰-مذموم: سرزنش شده٬زيرا خداوند بعد از آنکه شيطان سجده نکرد او را سرزنش کرد.

۱۱-غَوی: يعنی راه حلاکت را درپيش گرفتن ٬نوميد از رحمت خدا.

۱۲-عفريت: يعنی قوی ٬زيرک و گردن کش و خبيث؛ اگر جن خبيث باشد همان را شيطان گويند و يا اگر با داشتن خباثت و شرارت نيروی زيادی هم داشته باشد عفريت ناميده می شود.

۱۳ و۱۴- مارد  و  مريد: که معنی هر دو تقريبا يکی است و به معنی شيطان سرکش و متمرد.

۱۵-شيصبان: مرحوم علامه مجلسی می گويد: يکی از نامهای شيطان شيصبان است.و به بنی عباس هم بنو شيصبان می گويند؛ زيرا شيطان در نطفه بعضی از آنها رسوخ کرده بود.

۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹-ابومره و ابوخلاف و ابولُبَیْن و ابيض: که او مردم را به خشم می آورد.

۲۰-وهار: به خواب مومنان می آيد و آنان را اذيت می کند.

۲۱-ابولُبَیْنی: يکی از دختران ابليس ((لبينی))است و لقبی برای ابليس است.

۲۲ و ۲۳-نائل و ابوالجان است.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:8  توسط آرش | 
با سلام امروز میخواهم راههای ممکن جهت ارتباط با ارواح را بیان

کنم


(منظور از ارواح موکلین و... هستند)در کتاب انسان روح است

 نه جسد طرق ار تباط با روح مردگان توسط ماده ای بنام اکتو پلاسم

بیان شده است.در فیلم مستند  سفر به ماورا که از نظر بنده مورد

تایید هست یکی از همین مرتبطین با ارواح ادعا میکرد که "من در

بچگی با اجنه همبازی بودم بعد به این قدرت رسیدم"سوال بر اینه

 اگر بعد از مرگ هم روح مستقل از جسم بتواند اعمال خیر یا شر

 انجام دهد اصلابرای چه فرد به دنیا میآید؟لازمهء انجام افعال،جسم

ناسوتی خود انسان است نه اکتو پلاسم شخص دیگر!اگر روح فردی

 با جسم(اکتوپلاسم)ما گناه کند ،در اینصورت در روز قیامت آیا

 میتوان قائل شدکه جسم ما و روح او عذاب بکشند؟؟؟!!!این خلاف

 معاد و توحید و موافق با تناسخ است که انسلاخ روح از بدن ،مثل

جدایی پرنده از قفس است!پس اگر چنین موضوعی حقیقت داشته

باشد(بنده خودم چنین تجربه ای ننمودم)پس بسیار احتمال دارد یک

چنین موجوداتی اصلا روح نباشند بلکه جن هستند!چون افراد مرتبط

 با اینها خودشان در کودکی با اجنه همبازی بودند.دروغ گفتن

هم برای جنها کاری ندارد وقتی خود را امام معرفی میکنند ،میتوانند

 خود را روح هم معرفی کنند.پس معاد چگونه واقع میشود؟با

اکتو پلاسم مردم زنده؟؟؟؟!!!!تازه عذابهای روحی با حالتها و

عذابهای جسمی  ومادی نمیتواند مما ثل باشد.بلکه روح و جسم

 توامان فعلی واحد را انجام میدهند اگر خود روح به تنهایی کافی

 بود نیازی به معاد جسمانی و زنده شدن جسد ها نبود؟پس معنی

 این آیه چیست؟ و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم

ینسلون.قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و

 صدق المرسلون!نمیگوید از اکتو پلاسمنا!!!!!باز هم عده ای

 بیسواد به این اندیشه ها دامن زده اند و چیزی را که اصلا نمیدانند

 و ندیده اند در موردش قلم فرسایی ها نموده اند مثال بنده این است

که:ما انسانها راه مستقیمی میرویم تا به یک بن بست میرسیم .

آنجاست که مغز شروع به تراوشات میکند.اگر پایه عقل باشد

مشکل زود حل میشود اما اگر با اگر و مگر و فلان عارف و

فلان فیلسوف اینجوری گفته باشد،میشود زندگی من و شما.بابا

 قرآن و عقل و فلسفهء مشاء و... همه بااین داستانها مخالفند!

حالا ما بیاییم حرف جن روحنمایی را باور کنیم که معلوم نیست

از کدوم جهنم دره آمده!!!!!


معاد وقرآن و عقل و منطق را دور بیاندازیم و اسم حماقت خودرا

بگذاریم متا فیزیک؟!سوال من اینه با چه سندی شما مطمئنید که این

روح است و جن نیست؟؟بقیه احضار ارواح یک نعلبکی بگذارید بر

روی کاغذ 10 نفر دیوانه را هم جمع کنیم و بگوییم

هوووووووووووووووو   ای روح فلانی بیااااااااا   . و با انگشت

نعلبکی یا فنجان یا پلانشت  را بچر خانیم و مثل دیوانه ها بگوییم

 به به چه روحی احضار شد!!خب اگر روح است که جسم به اون

سنگینی را راه برده حتما میتواند یک فنجان را تکان دهد!دستتان

 را از روی فنجان بردارید ببینم تکان میخوره؟حالا علت حرکت

چیست؟وقتی به یک شیءی مدوّری نیروهای مختلف از زاویه های

 مختلف وارد میشود آن جسم شروع به دوران میکند همین و بس.

می گویید خبر ها را درست میگوید ؟خب کاری نداره کتاب در

بسته را بگویید بخواند.تازه در قوانین میز های مدور احضاری

چرا میگویند نباید از میخ استفاده شود؟این که از موارد لازم

 برای حضور جن هاست؟که مندل را با میله های نوک تیز فولادی

 می کشند تا جلو نیایند!بعد درضمن مگر اعمال انسان وابسته

 به روح و جسم (هردو) نیست؟پس چرا حساب و کتاب انسان

  واعمال او بجز باقیات و صالحات فقط در زمان زنده بودن او

 محاسبه میشود؟دقت نموده اید با اصول دین خود چه کردید؟بنده

 دهها مورد جن زده داشتم که با همین مسخره بازیها شروع به

 احضار ارواح نموده بودند و جنها آنها را به بازی گرفته بودند و

 زمانی که آنها بی ادبی نمودند آنها را مصروع نمودند.باز هم برای

 مزخرفاتی که وجود خارجی ندارند با تخیل خود در سایتها قلم

 فرسایی کنید.ندیده و نشناخته خود و دیگران را به گمراهی بکشید

 و بد بخت کنید .آه حیف از این انرژی جوانی و وقتی که بجای

 اینکه صرف آموختن لا اقل یک زبان خارجی شود،در این

مزخرفهای غیر عقلانی تباه شود.خب آقا شما این نیرو را دارید؟

خب چه جذاب !بیا امتحانی را که گفتم پس بده!لا اقل بگذار خودت

 بفهمی که دیوانه ای!لا اقل به یک دکتر روانپزشک مراجعه

میکنی!انشاء الله خدا همهء اینها را شفا دهد.پس طبق مشترکات

 توحیدی و حدیثی و عقلی و نصوص قرآنی و امتحانهای مادی

و فلسفه صدراییون و مشّاء هیچگونه ارتباطی با ارواح مردگان قابل

 قبول نیست(منظور بنده معصومین نیستند که آنهم فقط در سیر

 برزخی عارض است نه در دنیا که دوستان ایراد گرفتند!) 

حتی اگر بظاهر روح قلابی ما تمام حرفهایش درست

باشد.چون جنهای شیطانی برای گمراه کردن شما ممکن است

راست هم بگویند اما بنده همینقدرش را هم ندیدم که حتی یک

 موردش درست باشد.لازم به تذکره اگر از نیت شما خبر دهند

و ... یک قرا بدرد نمیخورد فقط و فقط باید نامهء دربسته را

 بخوانند همین وهمین.حال میرسیم در مورد ارتباط با جنها.یک

نظر :جنها موجودات بیکاری هستند و منتظرند من چند تا اسم خدا

 را چند هزار بار بگویم ناگهان برای نوکری من سرو دست

میشکنند!یک نظر اگر انسان به در جات بالای روحانیت برسد

 جنها برای بندگی او هجوم می آورند. و نظرات دیگر که در

مطلب بعد کاملا توضیح میدهم

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:6  توسط آرش | 
با سلام به به چه روزهای عالی و خوبیه.مثل همیشه.امیدوارم همگی

خوشحال و سرزنده باشید.عرض کنم دیروز مطلبی نوشتم در باب

تسخیر ارواح و با دو واکنش کاملا متفاوت مواجه شدم .ببینید بارها

عرض کردم اگر توحید را نخوانید محال ممکنه چیزی متوجه بشید.

قبلا گفتیم صفات خدا وند هیچ شباهتی با مخلوق ندارد باز هم یک

دوستی نوشته.قهاریت خدا میتواند مقدار کمی به انسان برسد!!

ببخشید تایتانیک دختره بود یا پسره؟صبح بخیر!اما در بارهء

 احضار ارواح مردگان و ... .مشترکات شد قرآن احادیث موثق،

 توحید وعقل.چگونه ممکن است روح مرده ای در عالم ماده در

 جسم فرد دیگری حلول کند؟اگر روح توسط بدن یک فرد و بر

 اساس طینت (که بحث مفصلی دارد) تکوین بیابد،آیا ممکن است

این روح در جسم فردی دیگر که خود دارای روح مستقلی است

حلول کند!!!خب الان روز قیامت شده فرض کنید روح  فردی با

اکتو پلاسم دیگری خبری دروغ یا ... را داده یا فعل بد یا خوبی را

 انجام داده.خود آن فرد هم روحی مستقل داشته یا نه؟خب روز

 قیامت، کدام یک از این ارواح باید در جسم فرد مورد نظر حلول

 کنند؟؟؟اولی یا دومی!!!در ضمن معمولا اکتو پلاسم مانند کف

سفیدرنگی از دهان  فرد یا جوارح دیگر او مانند گوش و بینی

خارج میشود.یکی از علامات جن زدگی در نوع بخصوصی ،

خروج کف از دهان بیمار جن زده است.تازه خود این اساتید

احضار ارواح، اول با جنها همبازی بودند سوال بنده اینه بفرض

 صحت این داستان،از کجا شما تشخیص میدهید که موجودی که

ادعا میکند روح است،جن نیست؟بند ه با این استد لالها ثابت کردم

اگر چنین اتفاقی بیفتد معاد جسمانی رد خواهد شد.و روز قیامت هم

مردود میشود(چون هر جسمی ممکنه دهها روح داشته باشد که در

 آن حلول کرده باشند حال آنکه مجازاتها معلوم نیست که مربوط به

کدام جسم هستند)از اینها گذشته اگر روح بدون جسم هم میتوانست

 کار انجام دهد دیگر نیازی به جسم نبود!پس چرا ما با جسم به این

 دنیا آمده ایم!قبلا ثابت کردیم تکوین روح،فقط و فقط بواسطهء جسم

 و اعمال جسمانی یا اثرات اعمال ظاهری و مادی و جسمانی ما

حاصل میشود.نه این که روح انسان جدای وجود جسمانی و متنافر

 با آن باشد.در این صورت بفرمایید "من"کی هستم !روح هستم یا

جسم؟"من"یعنی مجموعهء روح و جسم و نفوس و طبایع و گذشته و

 حال و ... خودم .تمام اینها "من" را تشکیل میدهند.پس اگر سعادتی

 برای من است هم روحم و هم جسمم باید از آن بهره مند شود نه

فقط روح"من"یا جسم"من"!یکی از دلایل عقلانی در باب عدل که

 لزوم معاد جسمانی را ثابت میکند همین است. در فلسفه داریم:دلیل

 لازم و کافی برای حدوث یک شیء(هر اتفاقی)،حدوث آن است.وقتی

 به شما توهین میشود ضربان قلب و فشار خون جسمانی شما بالا

میرود.چرا؟آن فرد که فقط به شخصیت اعتباری شما توهین کرد

به جسم شما چه مربوطه!!!!یا برای تزکیهء روح و حالتهای روحانی

 باید روزه بگیرید.خب من به جسمم ریاضت میدهم به روحم چه؟

من مثلا یک نفر را کشتم خب چرا باید روح و جسمم در جهنم

بسورد؟چون روح و جسم انسان مجموعا یک حقیقت هستند بنام

"من".و روح در دنیا هیچ کاری نمیتواند بدون حضور جسم انجام

 دهد وجسم هم همینطور.این دیگه از بدیهیات است که هر بچه ای

میفهمد.مرده هم چشم دارد و هم قلب و ... فقط چون انسلاخ روح

 در او صورت گرفته هیچ حرکتی نمیتواند بکند.تا اینجا درست

شد؟حالا فهمیدید اینها همش دروغه؟حالا سوال:مگر چیزی بنام

مثلا باقیات و صا لحات نداریم؟بله.مگر ارواح در برزخ تعالی یا

حضیض پیدا نمیکنند(برزخ حد فاصلی بین دنیا و قیامت است)؟

بله.خب ارواح در آن عالم چرا باید مثلا تعالی بیابند حال آنکه

جسمشان در دنیا پوسیده.؟پس چگونه شما میگویید تعالی انسان

هم به جسم نیاز دارد هم به روح؟؟!!جوابش خیلی راحت است

چون  باقیات و صالحات اعمال مادیی هست که انسان در زمان

 حیات خود با جسم و روح خود انجام داده منتها چون اثر افعال

 و اعمال انسان مخصوص یک زمان نیست،پس لازم و بلکه

واجب است بعد از حسابرسی و تاثیر پذیری کل افعال گذشتهء

انسان ازجسم و روح او حساب حقیقی را کشید.و این خودش معاد

 را اثبات میکند. مثلا من یک فکر درست در ذهن شما ایجاد

میکنم .الان یک ثواب میبرم اما اثر فعل من که همینجا ختم نمیشود

 ممکن است تاثیر این فعل تا روز قیامت باشد یعنی شما تاثیر بگیرید

 و نوادگان شما از دیدگاه شما تاثیر بگیرند و .... تا قیامت این

شجرهء حسنهء علمی پیش برود.پس فعل را من الان انجام داده ام

 اما تازمانی که تاثیر آن باقی است در جهان،نتیجهء افعال خود را

باید در یافت کنم یا نه؟اگر من شما را راهنمایی نمیکرد م که

1000 نسل بعد از شما موحد نبود که!پس ثواب آنها هم برای بنده

 باید محسوب شود. منتها باید اول ارتکاب فعل صورت بگیرد بعد

 برای من ثواب یا عقاب منظور شود.به همین خاطر تا پایان جهان

 خداوند این حسابها را ثبت میکند و باقیات انسان را جمع میزند چه

 خوب و چه بد.بعد نتیجه اش شامل ما میشود.به همین خاطره مرتبا

 توصیه میکنم چیز هایی را که نمیفهمید ننویسید.صرف گفتن:فلانی

اینجوری گفته و و... دیگران را گمراه نکنید چون تا قیامت نتیجهء

گمراه کردنهای شما نصیب خودتان میگردد.مو ضوع دیگر در

 مورد ارتباط معصومین علیهم السلام در دنیا با مردگان است.بقول

 مو لوی:کار خوبان را قیاس از خود مگیر/گر چه باشد در نوشتن

شیر(پاکتی)شیر(درنده).آن یکی شیری است اندر بادیه(بادیه مسی

 نوعی ظرف است)/آن یکی شیری است اندر بادیه(بیابان).آن یکی

شیری است کآدم میخورد(لیوانی)/آن یکی شیری است کآدم میخورد

(شیر درنده).بله معصومین علیهم السلام در دنیا با ارواح مردگان

صحبت میفر مودند.اما روح مردگان در دنیا نمیآمد که!ائمه

علیهم السلام در برزخ سِیر میفرمودند.تازه چون معصوم هستند،

جن نمیتواند خودش را بعنوان روح به آنها غالب کند.یکی از

خانمها گفته بود:استاد چرا شما میگویید خواب حجت نیست در

حالی که در قرآن برای پیامبران حجت بوده!!بابا جن که نمیتواند

در خواب بعنوان ملک برپیامبران ظاهر شود!چون آنها معصوم

هستند و اشراف به حقایق دارند چون  نری ابراهیم ملکوت السموات

 والارض .شما که در خواب هزار جور تشویشات  ذهنی و علائم

پر خوری و خواب پریشان و ذهن علیل و بعضا موثر از شیاطین

 داری اگر بنا باشد با هر خوابِ کشتن عزیزان، بخواهی یک نفر

را به قتل برسانی که دنیا خالی از سکنه میشود!فکر کنم کمی شما

با حضرت ابراهیم علیه آلاف التهیه والسلام فرق داشته باشید.البته

 یک خانومی میگفت :تو کافری تو اصلا هیچی از عرفان سرت

 نمیشه و تو... من هر شب میرم معراج(کامنتشون را تایید نمودم)

حضرت ختمی مرتبت علیه و علی آله آلاف التیه و السلام میگویند

سوار بُراق بود به معراج تشریف بردند شما سوار چی میشید و

معراج تشریف میبرید؟؟؟!!!!!!راستی یادم نبود!آخ آخ راست میگن

 من کافرم.چرا از خر نخودکی غافل بودم!!هزار تا  خر عیسی

وبُراق و ذوالجناح و دُلدُل باید به سُم بوسی خر حضرتش مشرف

شوند.چنین عرفایی را چنین مریدانی شاید!اگر خدا بخواهد در ایام

محرم قصد دارم  مباحث امام شناسی را شروع کنم .اگر تمایل دارید

بفرمایید

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:4  توسط آرش | 

يکي از موجودات ناديدني جن است. جهان ما براي جن قابل رويت و لمس است ولي جهان جن براي ما انسانها قابل رويت و لمس نيست. اين موجودات بر سه قسم پري و جن و ديو تقسيم مي شوند که در عرض هم و از مخلوقات کره زمين هستند:

1- ديوها پست ترين نژاد خاکستري رنگ و خشن اند و چشمانشان حد وسط افقي و عمودي است.

2- جن ها نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ هستند و چشمانشان عمودي است و پاهايشان کوتاه و گرد است. چيزي شبيه سم نه اينکه سم واقعي باشد.

3- پري نسبت به آن دو از نظر خلقت برتري دارد و پري ها سفيد و بسيار زيبا هستند، مثل انسانهاي سفيد. پوست چشمشان مثل چشم انسان افقي است. هيکل و شباهت آنها تقريباً به اندازه انسان است با اين تفاوت که ديوها (غولها) کمي درشت تر و جن ها کمي ريزتر از انسانها هستند و شکل کلي شان مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و دهان و ... دارند.

ديو و جن و پري از هم جدا هستند. داخل يکديگر مي شوند، ولي کاري به کار هم ندارند و بين آنها جنگ و درگيري رخ نمي دهد.

جنيان غذا مي خورند. استخوان و ضايعات، غذاي جنيان است و ممکن است از خوردنيها و آشاميدنيهاي ديگري هم استفاده نمايند. ازدواج هم دارند و به صورت خانوادگي زندگي مي کنند و جا و مکان برايشان مطرح نيست. نر و ماده دارند، جفت گيري مي کنند و مدت بارداري کمتر از انسان دارند و معمولاً از هر شکم بيشتر از يک بچه متولد نمي شود.

وضع حمل آنها آسانتر از بشر است. رشد بچه سريعتر و بلوغ هم دارند و ولدشان مثل انسان زياد نيست. طول عمرشان بيشتر از آدمي است. مرگ دارند، جسمشان فنا مي شود و احتياج به قبرستان ندارند.

سرما و گرما و درد ندارند، اما لذت و خوشي و ناخوشي دارند. الفت خانوادگي و خارجي با هم دارند، کار و شغل ندارند.

اکثر حيوانات و جانوران آنها را مي بينند و برايشان عادي است. از اين رو به آنها حمله نمي کنند و مي توانند خود را به صورت انسان و غير انسان در آورند. آنها پديده هاي بسيار لطيفي هستند و توان انبساط و انقباض خويش را دارند و در حالت عادي در حال انبساطند، لذا ديده نمي شوند. ولي اگر منقبض شوند، مي توان آنها را ديد. از آنها مي شود عکس گرفت، به شرطي که به اين کار راضي باشند.

جنيان مي توانند از در و پنجره بسته عبور کنند. هرجا که هوا بتواند عبور کند، جن ها هم مي توانند عبور کنند. آنها مثل امواج راديو مي توانند از شکاف درهاي بسته و از هر منفذي بگذرند.

به علت نداشتن عنصر خاکي، قوه طي الارض دارند و در آن واحد مي توانند از يک طرف زمين به طرف ديگر بروند. چون هميشه با ما در ارتباط و تماس هستند، به همه زبانهاي ما آشنايي دارند. معايبي دارند بدتر از بشر ولي معايبي که انسان دارد، آنها ندارند. روزي که خداوند انسان را خلق کرد، فاصله اي بين جنيان و بشر قرار داد که جنيان بدون اذن خدا اجازه نزديک شدن و آسيب رساندن به آدميان را ندارند و اصولاً اعمال زشت انسان سبب صدمه به خود آنها مي شود و جنيان از طرف خداوند اجازه و اذن اذيت کردن مي يابند.

هوششان بسيار زياد است و مي توانند افکار را بخوانند، ولي آينده و گذشته انسان را نمي دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتي و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است. تا به حال چيزي اختراع نکرده اند.

حکم فقهي تزوج انسان با جنيان اين است که علما در اين باره اختلاف نموده اند. عده اي گفته اند: جايز نيست زيرا اختلاف جنسي موجب امتناع است و بعضي ديگر گفته اند: (ان النهي عن نکاح الجن) پيامبر نکاح جن را نهي نموده که اين نهي شامل کراهت هم مي شود. بعضي از مشاهير علماي اهل بيت و جماعت مي گويند: با بودن شرايط نکاح بين جن و انس، ازدواج مانع ندارد و جايز است.

جن ها داراي روح و نفس هستند و از بين خودشان پيامبر ندارند و بايستي از دستورات پيامبر آدميان پيروي کنند. چنانکه عده اي از آنها به حضرت مسيح (ع) گرويدند و عده اي ديگر به حضرت محمد (ص) و بعضي از آنها از دستورات خداوند سرپيچي مي کنند. آنها هم خوب و بد، ظالم و مومن دارند. داراي مذاهب گوناگونند.

عبادتشان طبق همان عقيده ديني است که دارند. مثلاً جن هاي مسلمان نماز مي خوانند و روزه مي گيرند و وظيفه دارند تمام آداب را بجا آورند. به خدمت پيامبر و ائمه هدا مي رسند و مسائل ديني و حلال و حرام خود را مي پرسند. سعد اسکاف مي گويد: به منزل امام باقر (ع) رفتم ... اشخاصي از اتاق امام خارج شدند که مانند ملخهاي زرد بودند و پوستين در تن داشتند و از زيادي عبادت لاغر شده بودند. امام فرمود آنها برادران تو از طايفه جن هستند که به خدمت ما مي آيند و مسائل ديني و حلال و حرام خود را از ما مي پرسند.

سدير صيرفي نقل مي کند: امام باقر (ع) در مدينه به من سفارشهايي فرمود. از مدينه بيرون رفتم... بعد از آنکه امام باقر (ع) به مکه آمدند، به حضرتش عرض کردم فدايت شوم. مردي نامه شما را آورد که مهرش خشک نشده بود. فرمود: اي سدير، ما خدمتکاراني از جن داريم. چون خواهيم کاري به فوريت انجام پذيرد، آنها را مي فرستيم.

خداوند احضار جن و روح را تحريم کرده و آنرا از گناهان کبيره مي شمارد. زيرا انسان را از راه حقيقت دور کرده و به عيادت شيطان وادار مي کند و سرانجام او را تباه خواهد ساخت. قرآن راجع به تسخير جن و شيطان تنها از حضرت سليمان ياد مي کند که در سوره انبياء آيه 82 آمده است: «برخي از شيطانها براي حضرت سليمان غواصي مي کردند و کارهاي ديگري جز اين انجام مي دادند و ما نگهبان آنها بوديم».

از اين آيه فهميده مي شود جن هايي که در تسخير سليمان بوده اند، از نوع جن هاي شرير و بد بوده اند.

جن مثل انسان دو نوع است: مومن و کافر، که مومنان از جن را شيطان نمي گويند، ولي به کافران آنها اطلاق شيطان شده است.

براي دور کردن جن و شيطان بايد به خدا توسل جست. جن به محض شنيدن ذکر و ورد فرار مي کند. وقتي «بسم الله» گفته شود، اثر بد جنهاي کافر خنثي مي شود. ذکر «بسم الله» در دفع و دور کردن شيطان و جن موثر است.

از امام صادق (ع) منقول است: هر کس معوذتين (سوره هاي ناس و فلق) را بسيار بخواند، از وسواس و شر جن و انس محفوظ بماند.

از آن حضرت نقل است کسي که سوره جن را تلاوت نمايد، در زندگي دنيا هرگز آسيبي از جن و انس به او نرسد و مورد سحر و کيد آنها واقع نشود.

آيه 59 سوره مريم را اگر بنويسند و بشويند و بر جن زده و مصروع بخورانند و يا به بازويش ببندند، شفا مي يابد.

«بسم الله الرحمن الرحيم. فخلف من بعدهم خلف اضاعو الصواه و اتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا»

از حضرت علي (ع) منقول است: هر که در سفر راه را گم کند، فرياد کند: «يا صالح اغثني» يا بقول امام باقر (ع) بگويد: «يا صالح ارشدو نا الي الطريق رحمکم الله» يعني «يا صالح، ما را به راه برسان رحمت خدا بر تو باد»

بدرستيکه از برادران شما از جنيان شخصي است که صالح نام دارد. از براي خدا در شهرها مي گردد چون صداي شما را بشنود، جواب گويد و راهنمايي نمايد.

راوي مي گويد: ما در سفري راه را گم کرديم و شخصي از ما دور شد و فرياد زد به نحوي که مذکور شد. سپس برگشت و گفت: صداي آهسته شنيدم که راه از جانب راست است.



ـ فرق فرشته با جن:

ملائکه عطر و بوي خوش و پاکيزگي وضو و غسل را دوست دارند و هر جا بوي خوش باشد، متوجه آنها مي شوند و از ظلمت و جاي متعفن بدشان مي آيد. ولي شياطين و اجانين جاهاي تاريک و محل هاي متعفن را دوست دارند و در گلخن حمام و جاهاي کثيف جن فراوان است.

_ جايي که معصيت شود، فرشته وارد نمي شود ولي جن در آنجا زياد و فراوان است.

_ در خانه اي که سگ باشد، فرشته گريزان است ولي جن به آن خانه وارد مي شود.

_ در جايي که مجسمه و عکس صاحب روح باشد، فرشته وارد نمي شود ولي جن داخل مي گردد.

_ در اتاقي که جنب و حايض باشد، فرشته وارد نمي شود.

_ در خانه اي که آلات موسيقي باشد، فرشته داخل نمي شود.

_ ملائکه لباس سفيد، قرائت قرآن و منزل امام و ولي خدا را دوست دارند.

_ جن ها از سخن چيني مسرور و خوشحال مي شوند.

_ فرشتگان از زنهاي محجبه مسرور و شاد مي گردند و منازلي که چنين زنهايي دارند، جن از خانه بيرون مي رود.

_ جن به زنهاي بدون مقنعه و روسري، اگر چه در منزل باشند، علاقه دارد البته اصناف کفار از جن.

_ ملائکه از موجودات عالم بالا و عالم ملکوت مي باشند و جن ها از موجودات عالم پائين هستند.

_ جنس ملائکه از نور است ولي جنس جن از آتش خالص است.

_ فرشتگان غذا نمي خورند و ازدواج هم نمي کنند ولي جنيان هم غذا مي خورند و هم ازدواج مي کنند.

_ جن ذريه دارد ولي ملائکه ذريه ندارند.

_ ملائکه گناه و تخلف امر پروردگار را نمي کنند، بخلاف جن که گناه و تخلف از امر الهي مي کنند.

_ فرشتگان مرگ، شرک و رفتن به جهنم ندارند ولي جن ها مرگ دارند، شرک دارند و ستمکاران آنها به جهنم مي روند.

_ شيطان و جن دشمن انسان و بشر بوده و هستند ولي ملائکه نه تنها دشمن انسان نبوده، بلکه بر آدميان استغفار مي کنند و از درگاه پروردگار حکيم طلب آمرزش براي آنان مي کنند.



ـ آمدن زعفر جني به کربلا:

زعفر جني بساط نشاط و شادي گسترانيده و مجلس عيش و عروسي براي خود فراهم آورده بود. سلاطين جن و پري را دعوت کرد. ناگاه از زير تخت خود صداي گريه بلند دو نفر جن راشنيد که بسيار حزين و سوزناک گريه مي کردند. زعفر گفت: چه وقت گريه است، در هنگام خوشحالي من شما گريه مي کنيد؟!

گفتند: اي امير، چون تو ما را مأمور کردي که جهت امري به شهر برويم، عبور ما به قاضريه و نينوا افتاد. ديديم دران صحرا لشگر بزرگي آماده قتال و جنگ هستند و حسين بن علي (ع) يعني پسر همان بزرگواري که ما بدست او مسلمان شديم، يکه و تنها ايستاده و تمام ياران و اعوان و انصارش کشته شده اند و خود آن حضرت به نيزه بي کسي تکيه نموده است و دم به دم راست و چپ را نگاه مي کند و گاهي مي فرمايد: «هل من ناصر ينصرني... آيا کسي هست که به من کمک کند» و شنيديم اهل و عيال او صداي العطش به آسمان بلند کرده بودند. فوراً خود را نزد تو رسانديم تا تو را از ماجرا آگاه نماييم. اگر ادعاي مسلماني مي کني، قد مردانگي علم کن که الان پسر پيامبر را نامسلمانان مي کشند. زعفر تا اين سخن شنيد، تاج شاهي بر زمين زد. لباس دامادي را از تنش در آورد، لباس جنگ پوشيد، طوايف جن را با حربه هاي آتشي برداشت و به کربلا آورد. زعفر نقل کرده: وقتي که وارد زمين کربلا شدم، لشکر چهار فرسخ تا چهار فرسخ گرفته بود. از زمين تا آسمان صفهايي از اجنه و ملائکه و کروبين، جبرئيل، مکائيل، اسرافيل، هر يکي با چند هزار ملائکه، ارواح و بيست و چهار هزار پيامبر، لکن حضرت مقابل لشگر ايستاده و به هيچ کس اعتنا نمي کرد.



آه از آن روز که در دشت بلا غوغا بود      شورش روز قيامت در زمين بر پا بود

خصم چون دايره گرد حرم شاه شهيد    در دل دايره چون نقطه پا برجا بود

انبياء و رسل جن و ملايک هر يک          جان به کف در بر شه منتظر ايما بود



ناگاه ديدم آقا سر غريبي از نيزه بي کسي بلند کرد و اشاره فرمود: زعفر بيا. ديدم همه ملائکه متوجه من شدند. به حضورش رفته و رکاب بوسيدم و فرمود: کجا بودي زعفر؟ عرض کردم: قربانت شوم، مجلس عيش داشتم. به من خبر رسيد و بي درنگ با سي و شش هزار جن به ياري شما آمدم. حضرت فرمود: زعفر زحمت کشيدي، شما جن و پري از آدميزاد با وفاتر هستيد. خدا و پيامبر از تو راضي باشد. هر چه اصرار کردم، اجازه جهاد نداد و فرمود: شما آنها را مي بينيد آنها شما را نمي بينند. عرض کردم: ما هم به صورت انسان ظاهر مي شويم. اگر کشته شديم، شهيد مي شويم. فرمود: زعفر، من از زندگي دنيا دل آزرده هستم.



در کهنه دير دنياي فاني            هرگز کس نماند جاوداني

من زنده باشم در سن پيري      اکبر بميرد در نوجواني



منابع و مآخذ:

1- سفينه البحار (جلد 1) 2- هزار و يک ختم 3- تفسير الميزان 4- تفسير نمونه 5- اصول کافي (جلد 2) 6- مکار الاخلاق (جلد 1) 7- حليه المتقين 8- هزار و يک کلمه (جلد 3) 9- معاد شناسي 10- مجمع الدعوات کبير 11- آثار الحق 12- راه تکامل

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:2  توسط آرش |