تبليغاتX
گروه گلستان تهران
ما هستیم

نوحه جنيان بر امام حسين(ع)

از ام سلمه همسر پيامبر (ص) نقل شده كه گفت: از هنگام رحلت پيغمبر (ص) نوحه جنيان را نشنيده ام تنها يك شب صداي آنها به گوشم رسيد كه دانستم فرزندم حسين (ع) راكشته اند. زني از جنيان آمد و گفت: اي چشمان من از ديده اشك فرو بار كه چه كسي است بعد از من بر آن گروهي اشك ريز كه مرگ آنان را به سوي جباري از نسل بندگان رهنمون مي شود.

 

عزاداري جنيان بعد از واقعه كربلا

و نيز ميثمي گويد: پنج تن از اهل كوفه تصميم بر ياري حسين بن علي (ع) گرفتتند. آنان از روستاي بنام ((شاهي)) گذشتند. در آنجا با دو مرد يكي پير و ديگري جوان مواجه شدند. آن دو بر آنان سلام نموده و پيرمرد گفت: ((من مردي از جنيان هستم و اين نيز برادر زاده ام مي باشد كه تصميم بر ياري اين مرد مظلوم (امام حسين (ع) ) گرفته ايم)). سپس گفت: من نظري دارم. جوانان انس گفتند: نظرت چيست؟ گفت: من پرواز مي كنم و مي روم و خبر قوم (محارب) را برايتان مي آورم تا با بصيرت پيش رويد. گفتند : نظر بسيار خوبي است. پيرمرد جني يك شب و روز غايب بود . فرداي آن روز صدايي شنيدند . بدون اينكه صاحبش را ببينند.آن صدا مي گفت: (( به خدا سو گند نزد شما نيامدم تا اين كه او در صحراي تفتيده كربلا ديدم كه سر در بدن نداشت و بخاك غلطيده بود. در اطراف او جواناني قرار داشتند كه از

گلوهايشان خون مي چكيد و مانند چراغ مي درخشيدند و صحرا را مالامال از نور خود ساخته بودند.

 

آمدن زعفر جني به قصد ياري امام حسين (ع)

روزي از روزها تمام جنيان در اطراف ((زعفر)) حضور داشتند و خود زعفر بر تخت نشسته بود كه ناگهان از زير تخت خود صداي يكي از جنيان را شنيد كه مي گفت:مظلوم حسين!محرومم حسين! به زير تخت نگاه كردند و ديدند كه شخصي از جنيان سر برهنه است و بر سر خود خاك مي ريزد. زعفر او را به حضور طلبيد و فرمود: تو را چه شده است؟ جني گفت: اي پادشاه! چگونه اينچنين آسوده خاطر و شادمان بر تخت نشسته اي در حاليكه حسين بن علي (ع) در صحراي كربلا غريب و تنهاست و هزاران كافر پيرامون او و اصحاب او و جگر گوشگان پيامبر (ص) را گرفته اندو همه صداي العطش العطش به آسمان بلند نموده اند؟ هنگامي كه واقعه كربلا در شرف انجام بود روز جشن عروسي زعفر بود كه ناگهان يكي از جنيان به زغفر خبر آورد و گفت اي زغفر! اينك حسين بن علي (ع) ذر صحراي كربلا در محاصره هزاران كافر قرار گرفته و او او و جميع يارانو نزديكان او بي آب و تشنه و غريب در آن صحراي گرم و سوزان مانده اند.در هر حال زعفر ا شنيدن اين خبر با نود هزار تن از جنيان به خدمت آن حضرت رفت .

 

نوحه سراي جنيان

در (( تاريخ الخلفاي )) ((سيوطي)) امده است كه: ((ثعلب)) در ((امال)) خود از ((ابي جناب كلبي)) روايت كرده است كه گفته: امدم كربلا و به يكي از اشراف عرب گفتم : به من خبر رسيده كه شما نوحه جنيان را مي شنويد . گفت: هيچ آزاده و بنده اي را نمي بيني جز آنكه به تو خبر دهد كه آن را شنيده است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 0:19  توسط آرش | 

به نام خالق هستي و به نام خالق عشق و محبت و مهرباني و به نام خالق انس و جن .

به نام خدا

امشب شب غم است . امشب شب شهادت است . امشب شب ماتم است . امشب شب ياران حسين است . امشب شب فرزندان حسين است. فرارسيدن شهادت حضرت عباس (ص) و

امام حسين (ع) و يارانش و تاسوعاي حسيني و عاشوراي حسيني  را به تمامي ملت ايران و

تمامي مسلمانان جهان تسليت عرض ميكنم.

 

اشعاري از نوحه سراي زعفر جني براي سيدالشهداء در كربلا

 

زعفر امد با سپاه بي شمار     در حضور آن ولي كردگار

ايستاده از دور با صد احترام    كرد با سلطان مظلومان سلام

عرضكرد اي خسرو دنيا و دين    بنده درگاه و زعفر را ببين

هست حاضر زعفرت با اين سپاه    بهر ياري اي غريب بي پناه

اذن فرما بر سپاه جنيان       تا بگيرد داد تو از كوفيان

لشكر جن هست از جان ياورت     اذن ده گيرند خو اكبرت

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 0:49  توسط آرش | 

با سلام

ما پر غم محرم را به تمامي مسلمانان جهان تسليت عرض مكنم.

من كار خودم را باز شروع كردم و مطالب جديدي را براي شما

منويسم لتفا اگر مي خواهيد نويسنده شويد يا اگر مطالبي و عكسي و

سوالي داريد با ايميل زير استفاده كنيد و با ما در ارتباط باشيد.

Behnam1200@netzero.net 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 0:51  توسط آرش |