تبليغاتX
گروه گلستان تهران
ما هستیم
﴿ بسم الله الرحمن الرحیم
قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا ﴿1﴾ یهدی الی الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا ﴿2﴾ وانه تعالی جد ربنا ما اتخذ صاحبة ولا ولدا ﴿3﴾ وانه کان یقول سفیهنا علی الله شططا ﴿4﴾ وانا ظننا ان لن تقول الانس والجن علی الله کذبا ﴿5﴾ وانه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا ﴿6﴾ وانهم ظنوا کما ظننتم ان لن یبعث الله احدا ﴿7﴾ وانا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شدیدا وشهبا ﴿8﴾ وانا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن یستمع الآن یجد له شهابا رصدا ﴿9﴾ وانا لا ندری اشر ارید بمن فی الارض ام اراد بهم ربهم رشدا ﴿10﴾ وانا منا الصالحون ومنا دون ذلک کنا طرائق قددا ﴿11﴾ وانا ظننا ان لن نعجز الله فی الارض ولن نعجزه هربا ﴿12﴾ وانا لما سمعنا الهدی آمنا به فمن یومن بربه فلا یخاف بخسا ولا رهقا ﴿13﴾ وانا منا المسلمون ومنا القاسطون فمن اسلم فاولئک تحروا رشدا ﴿14﴾ واما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا ﴿15﴾ والو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا ﴿16﴾ لنفتنهم فیه ومن یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذابا صعدا ﴿17﴾ وان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا ﴿18﴾ وانه لما قام عبد الله یدعوه کادوا یکونون علیه لبدا ﴿19﴾ قل انما ادعو ربی ولا اشرک به احدا ﴿20﴾ قل انی لا املک لکم ضرا ولا رشدا ﴿21﴾ قل انی لن یجیرنی من الله احد ولن اجد من دونه ملتحدا ﴿22﴾ الا بلاغا من الله ورسالاته ومن یعص الله ورسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا ﴿23﴾ حتی اذا راوا ما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصرا واقل عددا ﴿24﴾ قل ان ادری اقریب ما توعدون ام یجعل له ربی امدا ﴿25﴾ عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا ﴿26﴾ الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه ومن خلفه رصدا ﴿27﴾ لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم واحاط بما لدیهم واحصی کل شیء عددا ﴿28﴾
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 0:49  توسط آرش | 
مكان جنيان
    از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی می‌كنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.
    
    توليد مثل جنيان

    آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودی جنيان آنها نيز مانند انسان دارای غريزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح
    و تشكيل نطفه تولد می‌يابند، چيزی نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) می‌باشد». (جن و شيطان ص ۵۷)
    روايتی است از بخشی از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «ای علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و... همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (برای مقاربت) می‌روند». (وسائل الشيعه، ص ۹۱) و در آيه ای برای وصف حوريان بهشتی آمده است: «حوريان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آيه ۵۶ و ۷۴)
    
    
    خواب جنيان

    «الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه می‌فرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه می‌فرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت می‌خوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو می‌خوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب می‌توان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.
    
    
    مرگ جنيان
    جنيان نيز مانند هر جانداری همان طور كه دارای حيات هستند مرگ هم شامل حالشان می‌شود. چنان كه در قرآن كريم آمده: «و بر آنها (خطا كاران) نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آيه ۲۵) «به ميان امتهايی كه پيش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شويد». (سوره اعراف، آيه ۳۸) از اين آيات چنين برمی آيد كه نه تنها آنها هم مانند
    انسان مرگ دارند، بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند.
    
    تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
    همان طور كه در مباحث قبل گفتيم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند كه بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است. چنان كه در قرآن كريم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريده ام». (سوره ذاريات، آيه ۵۶) ناصر خسرو نيز اين طور می‌سرايد: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قيامت امتش هر نوع و جنس جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانين دينی مكلف است، چگونگی عبادت و اجرای احكام در ميان آنها، مشخص نيست ولی آنچه مسلم است، اين است كه پيامبرانی كه برای هدايت مخلوق برگزيده شده اند، جنيان را نيز هدايتگرند. چنان كه علامه طباطبايی (ره) فرمودند: «اتفاقا در اين باره از خود جنيان هم سوال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پيامبران ما انسانند و اينك ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر می‌دانيم». (جن و شيطان) از بسياری از آيات، روايات و احاديث نيز اين طوراستنباط می‌شود كه بعضی از جنيان كافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها
    يهودی بوده اند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته می‌شود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان كه اسلام آورده اند در جست
    و جوی راه راست بوده اند، اما آنان كه از حق دورند هيزم جهنم خواهند بود و اگر بر طريق راست پايداری كنند، از آبی فراوان سيرابشان كنيم». (سوره جن، آيه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آيه اين چنين برمی آيد كه جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی كافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نيز نيكوكار و صالح بوده و دارای عقايد مختلف و اديان مختلف هستند. در سوره احقاف آمده است كه: «حضرت رسول (ص) پس از آن كه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت كند، كسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسيد كه آن را «وادی جن» می‌گفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آيات الهی
    مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنيان صدای صوت آن حضرت را شنيدند، پس از آن كه رسول اكرم (ص) از تلاوت فراغت يافت، جنيان به سوی قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند: «ای قوم، كتابی را شنيديم كه بعد از موسی نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستی هدايت می‌كند». (سوره احقاف، آيه ۲۹ و ۳۰) و روايت است كه حتی برخی از جنيان از گروه شيعيان می‌باشند از آن جمله روايتی است كه از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفيابی به
    حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند كه عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندكی صبر كردم تا آنها خارج شوند. پس كسانی خارج شدند كه آنها را نمی شناختم و غريب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفيابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض كردم، فدايت شوم، الان زمان حكومت بنی اميه است و شمشيرهای آنها خونريز می‌باشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اينان گروهی از شيعيان، از طايفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دينی خود سئوال كنند». (جن و شيطان، ص ۶۵)
    آيا فرشتگان و شياطين از تبار جنيانند؟
    همان طور كه گفته شد بنا بر قرآن كريم سه موجود انسان، فرشته و جن دارای عقل و شعورند و بنا بر مصلحت خداوند در صحنه گيتی ظاهر شدند و نامی از شيطان به طور مستقل به ميان آورده نشده است. بنابراين شيطان يا بايد از جنس فرشته باشد و يا از
    جنس جن. بهتر است باز از قرآن كريم مدد بگيريم: «آن گاه كه به فرشتگان گفتيم تا آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پرودگارش سر برتافت سجده كردند». (سوره كهف، آيه ۵۰) همچنين خداوند در قرآن كريم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا و گناه دانسته: «فرشتگان هرگز نافرمانی خدا را نمی كنند و همان كاری را می‌كنند كه به آن مامور شده اند». (سوره تحريم، آيه ۶) و بنا به روايتی از رسول خدا(ص): «فرشتگان از نور آفريده شده اند». بنابراين ابليس كه بزرگترين خطا را در درگاه
    خداوند مرتكب شده هرگز نمی تواند از جنس فرشته باشد. (اگر چه با همه اين مستندات هنوز در بين علمای اسلامی در نوع خلقت ذاتی شيطان اختلاف نظر وجود دارد.)
    
    ارواح شرير كدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
    مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبيل نقاشی ها و كنده كاريهای غارها نشان می‌دهد كه انسان از ابتدای آفرينش وجود موجوداتی غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در
    آنها ايجاد می‌كرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبيله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط يا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنان كه امروز هنوز در افريقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با اين موجودات و يا دفع آنان صورت می‌گيرد. به عنوان مثال در آيين مسيحيت، جن گيری يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن می‌كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردی رسوخ می‌كند. البته تقريبا به غير از مسلمانان همگی اين موجودات را ارواح شرير می‌نامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاييان امروزی بر مبنای يك تفكرسنتی وقتی در خيابان راه می‌روند دستهای خود را تكان می‌دهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معينی از سال مراسمی برپا می‌كنند كه در آن عده ای بسيار از مردم لباسی شبيه به لباس اتاق عمل می‌پوشند، بوقی در دست می‌گيرند و در آن می‌دمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هيچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.
    در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عاميانه «جن زدگی» می‌گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخير است. ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانيم؛ اول اين كه، جن
    واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روايتی عاميانه معمولا برای ايجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن می‌باشند حال آنكه هيچ موجودی به خاطر بدی كردن آفريده نمی شود، مشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و
    تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم اين كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدين معنی به كار می‌رود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود. يعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن و اين فقط يك نوع
    استثناست نه يك تصرف يا دشمنی و آزار، بدين جهت واژه جن زدگی به مفهوم عاميانه آن برای ما قابل قبول نيست».
    آنچه از اين متون و بسياری از متون ديگر برمی آيد اين است كه واژه «جن» در فرهنگ های ديگر نيز وجود دارد ولی عموما آن را شيطان و يا ارواح شرير می‌نامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
    اسماعيل حسين زاده سرابی در كتاب «سيمای جن»اين طور می‌نويسد: «سالها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايی عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند. در جلسه ديگر يكی از آن دو درخواست كرد كه ميز (مقصود ميز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای ميز راتكان می‌دهند تا روی حرف مورد نظر بايستد) را بگردانند، اين عالم چون دارای علوم و معنويت خاصی بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده ميز را به اسمايی كه حضرت سليمان (ع) می‌دانست و با آن اسما جنيان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسيده بود: شما روح انسان هستيد يا موجودی ديگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهايت اين جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست» می‌گويد: «مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح) با وسيله های گوناگون با جن تماس می‌گيرند... البته جن خود را به آنها با نام روح يكی از افراد معرفی می‌كند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.»
    آيا جن علم غيب دارد
    قابليت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش می‌باشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت كردن و غيره) اين تصور را در ذهن انسانها ايجاد می‌كند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند. البته بسياری از ارتباط برقراركنندگان آگاهانه به قصد سوؤ
    استفاده و فريب مردم و يا ناآگاهانه به اين باورها دامن زده اند، ولی حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب می‌باشد و لاغير، چنان چه می‌فرمايد: «خداوند دانای غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمی سازد، مگر بر آن پيامبری كه از اوخشنود باشد». و البته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن می‌دانيم، جنيان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندكه آن را نبايد ناشی از علم غيب آنان دانست، زيرا جنها از آنجايی كه به راحتی می‌توانند طی طريق كنند، می‌توانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند پاسخ را جويان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و يا از امكانات ديگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبريم. به هر حال علم غيب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند اين توانايی برايشان ممكن می‌شود.
    
     ترس از جن
     آيا بايد از جنها ترسيد؟
    برای در امان ماندن از آنها چه بايد كرد؟ ظرفيتها و عكس العملهای انسانها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت و غيرقابل
    پيش بينی است. بنابر اعتقاداتی كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزاردهنده و موجب شر و فساد بوده اند، هرگاه بيماری لاعلاجی پيش آمده و يا اتفاق غيرقابل توجيهی روی داده به جن و شيطان نسبت داده شده است. موارد زيادی از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماری خود را ناشی از ديدن اين موجودات می‌دانند و از سوی اطرافيان جن زده لقب گرفته اند. مسلم است كه وحشت، ترس و اضطراب بيش از حد، موجب بسياری از اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به راستی كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد. ولی آيا می‌توان همه اين بيماريها را منسوب به جن و شياطين دانست؟ به طور حتم شما هم عارضه «آل زدگی» را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد، عارضه ای كه مردم در ايام قديم و امروزه در برخی از روستاها و مناطق دورافتاده آن را باور داشته و معتقدند كه اين موجود جان زن زائو
    و طفلش را به خطر می‌اندازد. (چنان كه چند سيخ پياز پوست كنده را در بالای سرزائو می‌گذاشتند تا آل و جن از بوی بد پياز فرار كرده و به زائو نزديك نشوند.) در حالی كه امروزه از طريق علمی ثابت شده است عامل بسياری از بيماری ها، ميكروب و موجودات
    ميكروسكوپی بوده و وجود ميكروب و نفوذ آن در بدن ضعيف زائو و طفلش موجب بيماری می‌شده و خاصيت ميكروب زدايی پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن. و يا عوام بيماری بسياری از كسانی كه به بيماری صرع گرفتارند را به
    جن ها نسبت می‌دهند. حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد، سوالی است كه می‌توان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت:
    «آنان كه ربا می‌خورند، در قيامت چون كسانی از قبر برمی خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند». (سوره جن، آيه ۲۶ و ۲۷) نابراين بسياری از اعمال نادرست كه جنبه شيطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال می‌شوند موجب اختلالات روحي، روانی گشته و در واقع يك جنون شيطانی را در فرد ايجاد می‌كنند.علامه طباطبايی (ره) می‌گويد: «تشبيهی كه در اين آيه شده كه رباخوار را به كسی تشبيه كرده كه از طريق تماس با شيطان ديوانه شده، خالی از اين معنا نيست كه چنين چيزی (يعنی ديوانه شدن) امری است ممكن، چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر «مس شيطان» ديوانه شده اند ولی اين قدر دلالت دارد كه بعضی از جنونها در اثر مس شيطان رخ می‌دهد». (سوره بقره، آيه ۲۷۵) شايد بهترين راه برای در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست؛ چرا كه جنيان نيز مانند انسان، خوب و بد دارند و از آنجايی كه در ميان انسانها زندگی می‌كنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آن ها برای هيچ كس غير ممكن نيست ولی چه بسا بسياری از اختلالات روحي، روانی كه به جسم هم آسيب جدی وارد می‌سازد، ناشی از ديدار با يك جن خوب و
    نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود، فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدی از سوی جنيان در كار نبوده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 0:45  توسط آرش | 
و رابعاً: هر كدام‌ از ما به‌ نوبة‌ خود در دوران‌ زندگي‌ خوابي‌ از مرده‌ ديده‌ايم‌ كه‌ او كم‌ و بيش‌ حال‌ خود را

بيان‌ كرده‌ است‌. و چه‌ بسا خبرهائي‌ داده‌ كه‌ هيچكس‌ اطّلاع‌ نداشته‌ است‌، مثلاً گفته‌ است‌ من‌ فلان‌

مبلغ‌ به‌ فلان‌ كس‌ كه‌ ساكن‌ فلان‌ محلّ است‌ قرض‌ دارم‌، قرض‌ مرا بدهيد؛ چون‌ بدين‌ نشاني‌ مراجعه‌ شده‌

 معلوم‌ شده‌ است‌ كه‌ همان‌ مقدار بدون‌ كم‌ و زياد مقروض‌ بوده‌ و چه‌ بسا خود شخص‌ طلبكار نيز اطّلاع

‌ نداشته‌ و پس‌ از مراجعة‌ به‌ دفتر محاسبات‌ خود معلوم‌ كرده‌ است‌. و سپس‌ خواب‌ همان‌ شخص‌ مرده‌ را

ديده‌ و گفته‌ است‌ راحت‌ شدم‌، و از دهندة‌ قرض‌ اظهار تشكّر و امتنان‌ نموده‌ است‌.

اينها ارتباطاتي‌ است‌ كه‌ نفس‌ انسان‌ با عالم‌ مثال‌ پيدا مي‌كند، و يا در خواب‌ و يا در هوشياري‌ مطالبي‌ را از آنجا اخذ نموده‌ و براي‌ اين‌ عالم‌ حسّ مي‌آورد. چه‌ بسا افراد روشن‌ دل‌ و پاك‌ نيّتي‌ در عالم‌ بيداريِ محض‌ با عالم‌ برزخ‌ سر و كاري‌ پيدا كرده‌، با أرواح‌ تكلّم‌ نموده‌، كيفيّت‌ محاسبات‌ عالم‌ قبر كه‌ همان‌ عالم‌ برزخست‌ را براي‌ ما بيان‌ كرده‌اند. و اين‌ افراد اوّلاً آنقدر حائز مقام‌ عدالت‌ و تقوي‌ و صدق‌ بوده‌اند كه‌ در هزار هزار احتمال‌، يك‌ احتمال‌ دروغ‌ در آنها نمي‌رود. و ثانياً اين‌ افراد گرچه‌ نسبت‌ به‌ قاطبة‌ مردم‌ و عامّة‌ آنها مردمي‌ اندك‌اند ولي‌ في‌ حدّ نفسه‌ افراد كثيري‌ بوده‌اند. و ثالثاً كيفيّت‌ إخبار اينها نيز از نقطة‌ نظر بيان‌ واقع‌، با يكدگر مشابه‌ و بصور و اشكال‌ مختلفي‌ هر يك‌ براي‌ ما از آن‌ پردة‌ غيب‌ داستانهائي‌ بيان‌ كرده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 1:7  توسط آرش | 
كسانيكه‌ در دنيا زندگي‌ مي‌كنند و دل‌ به‌ ظاهر دنيا مي‌دهند و ابداً با باطن‌ كاري‌ نداشته‌ و از وجدان‌ خود كه‌ در حقيقت‌ مربوط‌ با خداست‌ نيرو نمي‌گيرند، و حواسّ خود را جمع‌ نمي‌كنند بلكه‌ سرسري‌ و بدون‌ حساب‌ و مسؤوليّت‌ و بدون‌ تعهّد زندگي‌ مي‌نمايند، پيوسته‌ در دل‌ آنان‌ محبّت‌ دنيا و آثار آن‌ رو به‌ فزوني‌ مي‌رود تا به‌ جائيكه‌ گوئي‌ هيچ‌ محبوبي‌ و مقصودي‌ غير از آن‌ نمي‌پندارند. مردن‌ براي‌ اين‌ افراد بسيار سخت‌ است‌. چون‌ يك‌ عمر زندگي‌ كرده‌، و آن‌ عمر سرمايةوجودي‌ او بوده‌ و ساعات‌ عمر را براي‌ بدست‌ آوردن‌ امور دنيويّه‌ از مال‌ و جاه‌ و اعتبار مصرف‌ كرده‌ و براي‌ داخل‌ كردن‌ موقعيّت‌ و هستي‌ وجودي‌ خود در دل‌ مردم‌ فعّاليّت‌ نموده‌ و زحمت‌ كشيده‌، براي‌ اولاد رنج‌ برده‌ و متحمّل‌ مشكلات‌ شده‌، سرمايه‌اي‌ گرد آورده‌ و بدان‌ اعتماد كرده‌، در سرما و گرما ايّام‌ و ساعات‌ عمر خود را براي‌ بدست‌ آوردن‌ اين‌ امور مصرف‌ نموده‌ است‌؛ خلاصه‌ تمام‌ دوران‌ عمر خود را كه‌ منطبق‌ است‌ بر قطعات‌ زمان‌ از سالها و ماهها و روزها و ساعت‌ها و دقيقه‌ها و لحظه‌ها، براي‌ بدست‌ آوردن‌ اين‌ چيزها مصرف‌ كرده‌ است‌. بنابراين‌ به‌ هر يك‌ از آنها قهراً محبّت‌ پيدا نموده‌ است‌ و هر يك‌ از آنها مانند زنجيري‌ دل‌ و خواست‌ او را به‌ خود مي‌بندد؛ حالا مي‌خواهد از دنيا برود، دل‌ خود را متّصل‌ به‌ هزاران‌ زنجير مي‌بيند كه‌ از هر طرف‌ او را به‌ اين‌ امور دوخته‌ است‌. اموال‌ او هر يك‌ دل‌ او را بسوي‌ خود مي‌كشند، دوستان‌ و احباب‌ به‌ سمت‌ خود مي‌كشند، اولاد و زن‌ و عشيره‌ به‌ سمت‌ خود مي‌كشند، آرزوهاي‌ دراز كه‌ در خيال‌ خود پروريده‌ و بر اثر توهّم‌ و تخيّل‌، موجوديّت‌ تخيّلي‌ و موهومي‌ پيدا كرده‌ به‌ سمت‌ خود مي‌كشند؛ و اين‌ شخص‌ مي‌خواهد برود، حركت‌ كند، يعني‌ چه‌؟ يعني‌ بار سفر آخرت‌ بندد، وداع‌ كند! رجوعي‌ نيست‌، ديگر حتّي‌ براي‌ يك‌ لحظه‌ روي‌ اين‌ عالم‌ را نمي‌بيند، و تمام‌ اين‌ اندوخته‌ها و محبوب‌ها و مقصودها به‌ خاك‌ نسيان‌ سپرده‌ مي‌شود. و حتّي‌ در مقابل‌ ديدگان‌ خود مي‌بيند كه‌ عشقي‌ كه‌ با بدن‌ خود مي‌ورزيد و براي‌ خراش‌ پوست‌ دستش‌ به‌ طبيب‌ متوسّل‌ مي‌شد، بايد تمام‌ بدن‌ را در خاك‌ ببيند و طعمة‌ ماران‌ و موران‌ زمين‌ كند، و محلّ و مدفن‌ او جاي‌ آمد و شد خزندگان‌ زير زمين‌ گردد. سوراخهاي‌ بدن‌ او محلّ رفت‌ و آمد مارها و عقربها شود، و خاك‌ سنگين‌ بر روي‌ پيكر او انباشته‌ گردد و خود در ميان‌ آن‌ تبديل‌ به‌ خاك‌ و خاكستر شود. همة‌ اينها را در مقابل‌ ديدگان‌ خود مجسّم‌ مي‌بيند. و از طرفي‌ هم‌ بر اساس‌ وجدان‌ و عقل‌ حركت‌ نكرده‌، راه‌ آخرت‌ را روشن‌ ننموده‌، با ناموس‌ خدا آشنائي‌ پيدا نكرده‌، با علوم‌ باطنيّه‌ و موجبات‌ تجرّد نفس‌ پيوسته‌ در جنگ‌ و جدال‌ و قهر بوده‌، از راه‌ عدالت‌ منحرف‌ و به‌ حقوق‌ خود و سائر افراد مردم‌ كه‌ در نزد مبدأ اصيل‌ عالم‌، خداوند عزّوجلّ محترمند تجاوز كرده‌، و در مقام‌ عبوديّت‌ خدا نبوده‌، سر به‌ سجدة‌ تسليم‌ و خاكساري‌ در مقابل‌ ظاهركنندة‌ اين‌ مظاهر عجيب‌ و اين‌ مناظر شگفت‌ عالم‌ نگذارده‌، ايثار نكرده‌، دستگيري‌ از بيچارگان‌ و درماندگان‌ ننموده‌، و با اعمال‌ صالحه‌ جان‌ خود را به‌ حيات‌ آن‌ عالم‌ زنده‌ نكرده‌، و براي‌ تاريكيها و عقبات‌ و كوره‌ راههاي‌ طبعي‌ چراغي‌ نيفروخته‌ است‌. با اين‌ حال‌ و كيفيّت‌ مي‌خواهد از دنيا برود! با اين‌ مشكلاتي‌ كه‌ از هر سو بدو روي‌ آورده‌ و او را احاطه‌ نموده‌ و درهم‌ پيچيده‌ است‌؛ حيرت‌ زده‌، خسران‌ زده‌ و زيانكار، با زيان‌ و ندامت‌ و حسرتي‌ كه‌ از سر تا قدم‌ او مي‌بارد مي‌خواهد كوچ‌ كند. بانگ‌ رحيل‌ زده‌ شده‌ و ديگر وقت‌ درنگ‌ و تدارك‌ نيست‌. بالاخصّ اگر به‌ اين‌ امور فانية‌ دنيا با رنج‌ و زحمت‌ رسيده‌ باشد و آنها را با مشقّت‌ تحصيل‌ كرده‌ باشد، در اين‌ صورت‌ علاقه‌ بيشتر بوده‌ و بالنّتيجه‌ دل‌ كندن‌ از آنها مشكلتر است‌. چون‌ به‌ موازات‌ و به‌ نسبت‌ مستقيم‌، هرچه‌ كوشش‌ و تحمّل‌ زحمت‌ براي‌ بدست‌ آوردن‌ چيزي‌ بيشتر شود به‌ همان‌ ميزان‌ محبّت‌ به‌ آن‌ بيشتر و دلبستگي‌ به‌ آن‌ شديدتر و دل‌ كندن‌ از آن‌ ناهموارتر است‌. با اين‌ خصوصيّات‌ اگر به‌ كسي‌ بگويند: يك‌ سال‌ ديگر مي‌ميري‌ يا مثلاً ده‌ سال‌ ديگر مي‌ميري‌، دنيا در چشم‌ او تاريك‌ مي‌شود؛ گوئي‌ تمام‌ عذاب‌ها را بر او وارد كرده‌ و كوهها را بر سر او خراب‌ مي‌نمايند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 1:5  توسط آرش |