![]() |
![]() |
|
| ما هستیم |
|
از مابهتران اهل رقض و موسيقي و شادي اند. اگر كسي را بين خود ببينند او را وامي دارند تا آن قدر برقصد كه ديوانه شود. با دميدن صبح صادق، جنيان ناپديد ميشوند. اما هنگام روز نيز اگر كسي در حمام آب بخورد و كف دست چپ خود را روي سر نگذارد، جن به بدن او وارد ميشود و ديوانه و غشي خواهد شد. جنها اگر از كسي نيكي ببينند، صدچندان به او نيكي ميرسانند. مثلا اگر پزشكي شب هنگام كودكي را از مرگ برهاند يا زخمي و بيماري را نجات دهد و اين كار در بيابان يا تاريكي و تنهايي صورت بگيرد، ممكن است جنيان را مداوا كرده باشد. آن گاه جنها به او مال و خوشبختي بسيار ميرسانند . ادامه دارد ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 23:56 توسط آرش |
|
|
ولي دشمني جن تنها به ذهن افكني محدود نشده و او گاهي پا را فراتر نهاده و اشكارا عقل و هوش قرباني خود را نشانه ميرود . ايجاد اخلال در قواي ذهني ادمي كه منجر به جنون او ميگردد . اطلاق لفظ مجنون به كساني كه از لحاظ عقلي معيوبند ، مويد اين باور است كه جن ميتواند موجب روان پريشي و جنون بشود كه اين فرايند با نام جن زدگي شناخته ميشود . علامه نهاوندي در كتاب خود ضمن حكايت ملاقات با جن مينويسد : « از جن ميپرسند كه طعام شما چيست ؟ و جواب ميشنوند : هر گاه انساني در نظر ما جلوه كند او را به سينه ميچسبانيم و او را ميبوييم و از بوي او استفاده مي كنيم و نيرو براي ما حاصل ميشود ، همانطور كه انسانها از خوردن غذا استفاده ميكنند . پس هر گاه كسي را ديديد كه صرع گرفته و در عقل او خللي افتاده و ترس و لرزي بر او وارد شده بدانيد كه آن در اثر بوييدن و به سينه چسباندن ما ميباشد .» بختک هم که قبلا معرفی شده بر اثر خوابيدن جن بر روی بدن انسان میباشد و گرفتن نيروی انسان . شايد برای شما اتفاق افتاده باشه !! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 23:55 توسط آرش |
|
|
كتاب: معاد و جهان پس از مرگ، ص 25
نويسنده: آيت الله مكارم شيرازى دو كس از مرگ مىترسند، آن كس كه آن را به معنى نيستى و فناى مطلق تفسير مىكند، و آن كس كه پروندهاش سياه و تاريك است! آنها كه نه جزء اين دستهاند و نه آن، چرا از مرگ در راه هدفهاى پاك وحشت كنند مگر چيزى از دست مىدهند؟ داستان «آب حيات» با آب و تاب فراوان در همه جا مشهور است. و نيز از قديمترين ايام، بشر در جستجوى چيزى به نام «اكسير جوانى» بوده است، و براى آن افسانهها به هم بافته، و آرزوها در دل پرورانده است. اين همه گفتگو، از يك چيز حكايت مىكند و آن مسأله وحشت آدمى از مرگ، و عشق به ادامه حيات و فرار از پايان زندگى است، همان طور كه افسانه «كيميا» همان ماده شيميائى مرموزى كه چون به مس كم ارزش برسد تبديل به طلاى پر ارزش مىشود، روشنگر وحشت انسان از فقر اقتصادى، و تلاش و كوشش براى جلب ثروت بيشتر مىباشد. افسانه اكسير جوانى نيز منعكس كننده وحشت از پيرى و فرسودگى و بالاخره پايان زندگى و مرگ است. بيشتر مردم از نام مرگ، مىترسند، از مظاهر آن مىگريزند، از اسم گورستان متنفرند، و با رزق و برق دادن به قبرها مىكوشند ماهيت اصلى آن را به دست فراموشى بسپارند حتى براى فرار دادن افراد از هر چيز خطرناك يا غير خطرناكى كه مىخواهند كسى آن را دستكارى و خراب نكند روى آن مىنويسند «خطر مرگ» ! و در كنار آن هم عكس يكجفت استخوان مرده آدمى به حالت «ضربدر» ! در پشت يك جمجمه كه خيره و بى روح به انسان نگاه مىكند قرار مىدهند . آثار وحشت انسان از مرگ در ادبيات مختلف دنيا فراوان ديده مىشود، تعبيراتى همچون «هيولاى مرگ» ، «سيلى اجل» ، «چنگال موت» و دهها مانند آن همه نشانههاى اين وحشت و اضطراب همگانى است. داستان معروف رؤياى هارون الرشيد كه در خواب ديده بود همه دندانهاى او ريخته است و تعبير خواب كردن آن دو نفر كه يكى گفت: «همه كسان تو پيش از تو بميرند» . و ديگرى گفت: «عمر خليفه از همه بستگانش طولانىتر خواهد بود» و واكنش هارون در برابر دو تعبير كننده كه به دومى صد دينار داد و اولى را صد تازيانه زد نيز دليل ديگرى بر اين حقيقت است. زيرا هر دو يك مطلب را گفته بودند اما آنكه نام مرگ كسان خليفه را بر زبان جارى كرده بود صد تازيانه نوش جان كرد، و كسى كه مرگ آنها را در قالب «طول عمر خليفه» ! ادا نمود صد دينار پاداش گرفت! ضرب المثلهاى مملو از اغراق، همانند «هر چه خاك فلانى است عمر تو باشد» ! يا به هنگامى كه مىخواهند كسى را با كسى كه از دنيا رفته است در جنبه مثبتى تشبيه كنند مىگويند : «دور از شما فلانى هم چنين بود» ! و يا «زبانم لال! بعد از شما چنين و چنان مىشود» و يا ترتيب اثر دادن به هر چيز كه احتمال مرگ را دور كند و يا در طول عمر مؤثر باشد اگر چه صد در صد خرافى و بى اساس به نظر برسد و همچنين دعاهايى كه با كلمه دوام خلود، جاويدان بودن مانند دام عمره، دام مجده، دامت بركاته وخلد الله ملكه يا خدا عمر يك روزه تو را هزار سال كند و يا صد سال به اين سالها! ... هر كدام نشانه ديگرى از اين حقيقت است. البته انكار نمىتوان كرد كه افراد نادرى هستند كه از مرگ به هيچ وجه وحشت ندارند و حتى با آغوش باز به استقبال آن مىشتابند اما تعداد آنها كم است و تعداد واقعى به مراتب كمتر از آنهايى است كه چنين ادعايى را دارند! اكنون بايد ديد سرچشمه اين ترس و وحشت از كجاست؟ اصولا انسان از «عدم» و «نيستى» مىهراسد. از فقر مىترسد، چون نيستى ثروت است. از بيمارى مىترسد، چون نيستى سلامت است. از تاريكى مىترسد، چون نور در آن نيست. از بيابان خالى و گاهى از خانه خالى مىترسد، چون كسى در آن نيست.حتى از مرده مىترسد، چون روح ندارد.در صورتى كه از زنده همان شخص نمىترسيد! بنابر اين اگر انسان از مرگ مىترسد به خاطر اين است كه مرگ در نظر او «فناى مطلق» و نيستى همه چيز است. و اگر از زلزله و صاعقه و حيوان درنده وحشت دارد چون او را به فنا و نيستى تهديد مىكند . البته از نظر فلسفى، اين طرز روحيه چندان دور و بيراه نيست، زيرا انسان «هستى» است، و هستى با هستى آشناست، و جنس خود راهمچون كاه و كهرباست. اما با «نيستى» هيچ گونه تناسب و سنخيت ندارد، بايد از آن بگريزد، و فرار كند، چرا فرار نكند؟ ولى در اينجا يك سخن باقى مىماند و آن اينكه: همه اينها صحيح است اگر مرگ به معنى نيستى و فنا و پايان همه چيز تفسير شود، چيزى از آن وحشتناكتر نخواهد بود و آنچه درباره هيولاى مرگ گفتهاند كاملا به جا و به مورد است. اما اگر مرگ، را همچون تولد جنين از مادر يك تولد ثانوى بدانيم، و معتقد باشيم با عبور از اين گذرگاه سخت، به جهانى گام مىگذاريم كه از اين جهان بسيار وسيعتر، پر فروغتر، آرامبخشتر و مملو از انواع نعمتهايى است كه در شرايط كنونى و در زندگى فعلى براى ما قابل تصور نيست، خلاصه اگر مرگ را نوع كاملتر و عاليترى از زندگى بدانيم كه در مقايسه با آن، اين زندگى كه در آن هستيم مرگ محسوب مىشود، در اين صورت مسلما چيز نفرت انگيز و وحشتناك و هيولا، نخواهد بود، بلكه در جاى خود دل انگيز و رؤيائى، زيبا و دوست داشتنى است. زيرا اگر جسمى از انسان مىگيرد، بال و پرى به او مىبخشد كه بر فراز آسمان ناپيدا كرانه ارواح، با آن همه لطافت و زيبائى فوق حد تصور و خالى از هر گونه جنگ و نزاع و اندوه و غم، پرواز مىكند. اينجاست كه شاعرى كه اين طرز تفكر را دارد به حكيم دانشمند دستور مىدهد: بمير اى حكيم از چنين زندگانى كز اين زندگى چون بميرى بمانى! سفرهاى علوى كند مرغ جانت چو از چنبر آز بازش رهانى مترس از حياتى كه در پيش دارى از اين زندگى ترس، كاينك در آنى! و نيز شاعر ديگرى با مباهات و وجد و سرور مىگويد: حجاب چهره جان مىشود غبار تنم خوش آن دمى كه از اين چهره پرده بر فكنم چنين قفس نه سزاى من خوش الحانى است روم به روضه رضوان كه مرغ آن چمنم و ديگرى مىگويد: مرغ باغ ملكوتم، نيم از عالم خاك دو سه روزى قفسى ساختهاند از بدنم خرم آن روز كه پرواز كنم تا در دوست به هواى سر كويش پر و بالى بزنم بالاخره شاعر ديگر به مرگ فرياد مىزند و او را به سوى خود دعوت مىكند: مرگ اگر مرد است گو نزد من آى تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من از او جانى ستانم جاودان او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ اينجاست كه چهره مطلب بكلى دگرگون مىشود و مسأله شكل ديگرى به خود مىگيرد كه هيچ شباهتى با شكل اول ندارد.بديهى است، آن كس كه چنين برداشتى از مسأله مرگ دارد هرگز نمىگويد مرگ بى حاصل، بدون دليل، و يا مثلا از طريق انتحار و خودكشى، دريچه به آنچنان عالمى است، بلكه او به استقبال مرگى پرشكوه مىشتابد كه در راه هدف و آرمان پاك و آميخته با قهرمانى و فداكارى و شهامت باشد، مرگى كه انسان را از تن در دادن به ذلت و هر گونه بدبختى به خاطر چند روز عمر بيشتر مىرهاند. عامل ديگر وحشت از مرگ جمعى ديگر نيز هستند كه از مردن وحشت دارند، نه به خاطر اينكه مرگ را به معنى فنا و نيستى مطلق تفسير كنند، و منكر زندگانى پس از آن باشند، بلكه به خاطر اينكه آنقدر پرونده اعمال خود را سياه و تاريك مىبينند، كه شكنجههاى طاقتفرسا و مجازاتهاى دردناك بعد از مرگ را گويا با چشم خود مشاهده مىكنند، و يا لااقل چنين احتمالى را مىدهند. اينها نيز حق دارند از مرگ بترسند، زيرا به مجرمى مىمانند كه از پشت ميلههاى زندان آزاد شده و به سوى چوبه دار مىرود، البته آزادى خوب است، اما نه آزادى از زندان به سوى چوبه دار! آزادى اينها هم از زندان بدن، يا زندان دنيا، نيز توأم با رفتن به سوى چوبه دار است، «دار» نه به معنى اعدام بلكه به معنى شكنجههايى بدتر از آن. اما آنها كه نه مرگ را فنا مىبينند، نه پرونده تاريك و سياه دارند، چرا از مرگ بترسند ! چرا از مرگ در راه هدفهاى پاك وحشت داشته باشند؟ چرا؟ ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 13:53 توسط آرش |
|
|
دراین فلش تصویروصدای ارواح است
انتقال نیروی جن گیران به یکدیگر(فایل فلش تصویری) حرکت اجسام توسط ارواح این موردواقعااستثنایی است حتماببینید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 2:53 توسط |
|
|
سلام این عکس رو ببینید تو قسمتی که دایره قرمز کشیده شده رو نگانه کنید یه صورت میبینید من نتونستم تصویری با کیفیت بالا تر پیدا کنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 20:21 توسط |
|
|
با سلام خدمت علاقه مندان با ماورالطبیعه. من مهدی با نام مستعار چشمان در خدمتتون هستم.
قراره از این مطالب برای شما بنویسم: ۱- مسائل بعد از اضحار جن ( در مورد خودم هستش ) ۲- مکان های قدیمی و وجود موجود جن به تعداد زیاد. ۳- اتفاقات پیش آمده برای خودم در رابطه با جن . ۴- غلبه بر ترس از جن ۵- تحقیقات قرآنی خودم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 11:56 توسط |
|
|
ولادت خجسته باد امام حسين (ع) و حضرت عباس (ع) را زين العابدين (ع) را به هموتنان عزيزم تبريك مي گويم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 0:44 توسط آرش |
|
|
سلام
اسم من مهدیه از این به بعد منم جزو نویسندگان وبلاگ هستم امیدوارم بتونم به بچه های این وبلاگ کمک کنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:1 توسط |
|
|
سخن دازاک جادوگرباشما: من قبل ازهرچیزبه همه دوستانی که قصط تسخیرواحظاردارندتوصیه می کنم قبل ازاینکه به احظارات به پردازند،ازاستادی که خودش عامل است یعنی کسی که خودش توانایی چنین عملی راداردومی توانداجازه نامه رابه شماهم انتقال دهداستفاده بکنید.یعنی شماهم به درجه اورسیده باشید. متاسفانه بعضی ازافرادروشهای نادرستی رادراین ضمینه ارایه می کنندکه موجب می شود تادراین بخش ازعلوم غریبه خرافاتی بین مردم عادی رواج پیداکند. برای احظاربایدروش خاصی ویانسخه ایی رادردست داشته باشدکه بتوانیدازروی آن عمل نمایید.(توجه داشته باشیدکه این نسخه اصل باشد،مثلانسخه زیرخاکی) برای انجام احظارات بایدمسایل زمانی ومکانی رامحاسبه کنیدکه به نظرمن بایدشناخت کافی ازعلوم آسترولوژی داشته باشید(علم آسترولوژی درموردستارگان مختلف وازجمله خورشید است که ازاین علم برای اندازه گیری زمان مانندتحویل سال استفاده می کنند) بخورات درحین انجام تسخیرات بسیارمهم می باشند،توجه داشته باشیداگرقصداحظاروتسخیر غیرمحرم داشته باشیددرعین حال که براتون واقعلاخطرناک است وصدمات بسیارشدیدی به شماخواهدرسید،ازاسماءخداوندی نبایداستفاده کنید. معمولابعضی ازاحظارات ماننداحظارباطلسمات به وسیله اسماءالهی وملایکه برای خواندن شیاطین صورت می گیردممکنه دچاررجعت عمل بشید. بعضی ازدوستان درمورددعاوطلسمات به من ایمیل زده بودندکه مختصری هم دراین زمینه برای دوستان عزیزتوضیح می دهم.قبل ازهرچیزبایدازختوم و اذکار و طلسمات و ... آشنایی پیداکنیدکه دراینجابرای شمابیان می کنم: اول: قصد قربت داشته باشند(یعنی عمل برای رضای خدا) دوم: با یقیین و اعتقاد پاک انجام دهد و در خود شک راه ندهد و اگر نتیجه نگرفت بداند مانعی سر راه دارد(مانند لقمه حرام ، گناه ، مکان غصبی و ...) و یا به صلاح او نبوده است. سوم: قبل از شروع درون را از حرام پاک و از گناهان توبه نماید. چهارم: با طهارت باشد( وضو و غسل) . پنجم: باید تقوا پیشه کند یا لااقل در دوران انجام ختم از حرام و گناه کاملاً دوری کند . ششم: در خلوت (جهت تمرکز و توجه بهتر) انجام دهد. هفتم: حتی الامکان رو به قبله باشد. هشتم:زمان ختم و ذکر متوجه غیر خدا نشود. نهم: حاجت او معصیت نباشد. دهم: ختم را برهم نزند و حذف و اضافه هم ننماید .دقیقاً همان که گفته شده انجام دهد. یازدهم: اعمال او موجب ترک واجب یا ضایع شدن حقی نگردد و زن از شوهر و فرزند از والدین اجازه بگیرد. دوازدهم : قبل از شروع اعمال هر قدر ممکن است صدقه دهد. سیزدهم: قبل از ختم و بعد از آن صلوات بفرستد ( اللهم صل علی محمد و آل محمد) و در خاتمه یکبار لا حول و لا قوة الا بالله بگوید. چهاردهم:اعمال را بعد از دو رکعت نماز حاجت یا بعد از نماز واجب و یا مستحب شروع کند تذکر مهم: حقیر با اعمال شیطانی در علوم غریبه که بعضاً برای فروختن روح به شیطان و انجام اعمال خارج از شرع و انسانیت به آنها پرداخته میشود به شدت مخالفم. دعاوطلسم هابرای نوشتن احتیاج به روزوساعت خاصی دارندکه همه گی باید1ساعت قبل از آفتاب باشندونحوه قرارگیری زحل،مریخ،زهره،مشتری و...مهم است. کسانی که احتیاج به دعاوطلسم خاصی دارندبامن تماس بگیرند. باتشکر: دازاک جادوگر |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 16:42 توسط |
|
|
چطور موکل داشته باشيم: براي اينکه موکل داشته باشيد بايد اولا قدرت تسلط بر جن داشته باشيد (ارثي يا اکتسابي) و روشهاي قسم دادن و مطيع کردن جنها رو بلد باشيد. بعد يک جن بيچاره اي رو پيدا کنيد و تحت تسلط بگيريد و مجبور به همراهي هميشگي با خودتون بکنيد. روش ديگه اينه که شخصي که تعدادي جن رو تحت تسلط خودش داره، يکي از اونها رو براي مراقبت از شما مامور کنه. هر جني که اسير و مطيع انسان باشه، ميشه بعنوان موکل، مامور مراقبت از کسي کرد. اينطوري نيست که يک جن خاص مخصوص مراقبت از شما باشه و بگرديد پيداش کنيد. احضار موکل: از اونجا که موکل هم يه جن مثل بقيه ي جنهاست، احضارش هم مانند سايرين با روشهاي معمول احضار جن انجام مي شه. من هنوز در مورد ارتباط با جن مطلب دارم. در قسمتهاي آخر ارتباط باجن، يک يا چند روش احضار رو مي نويسم. من و موکل: يه زماني که زندگيم در خطر بود جنهايي در فواصل زماني مختلف از طرف استاد.م مامور شده بودند مراقب من باشند. همه ي اونها الان از دوستان صميمي من هستند و گه گاه مي بينمشون و براي لطفهايي که به من داشتند هميشه ازشون ممنونم. کارهاي موکل: کارها و مدت زمان همراهي موکل بستگي به وظيفه اي که بهش داده شده داره. گاهي ممکنه جني مامور باشه فقط 24 ساعت مراقب جان يک نفر باشه يا اينکه مامور باشه نگذاره کسي براش سحر و اينجور چيزا بگيره و ممکنه ماموريت خاصي نباشه و موکل فقط همراه و مراقب سلامتي کلي باشه. در هر کاري مي شه از جن همراه کمک گرفت. لازم نيست شما اونو ببينيد. کافيه ازش چيزي بخوايد و بين 1 تا 3 ساعت بعد معمولا انجام مي ده. گاهي فقط ديدن ناراحتي شما کافيه که کاري براتون انجام بده و لازم نيست حتي بهش بگيد. موکل اگر محدود نشده باشه ( توسط کسي که اسير و قسم خورده ش کرده ) در زندگي انسان دخالت مي کنه و اونو به سمتي که خودش مايل باشه مي کشه. مي تونه براي رسيدن به هدفهاتون کمکتون کنه و شرايط رو به نفع شما تغيير بده. خلاصه موجودي که مي تونه نامرئي باشه، مسافتهاي طولاني رو در کسري از ثانيه بره و برگرده، از تمام علمهاي دنيا آگاهي داره و روي ذهن و رفتار شما و ديگران تاثير و تسلط داره، رو تصور کنيد و ببينيد چه کارهايي مي تونه انجام بده. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 0:19 توسط |
|
|
سلام به هموطنان خوبم انجمن ما نياز به نويسنده دارد تا هرجاي كه جا باشه من از كساني كه ميتوانن در مورد جن و روح و ماورا و دانلود فيلم هاي مستند و ترسناك و موزيك هاي مدي تيشن و ماورا به ما كمك كنن ما آنها را مي پزيريم از كساني كه مي خواهن به ما كمك كن لتفا در بخش نظران نام خود و ايميل خود را هتما براي ما بزارن تا ما بتوانيم بعد از 8 ساعت يا كمتر از 8 ساعت نام كاربري و رمز عبور بسازيم تا بتوان مطالب خود را در انجمن با نام خود قرار دهند تا به حالا اين انجمن 2 نويسنده دارد ما منتظريم . و دوم انكه هركسي ما را در سايت يا وبلاگ خود تبليغ كند ما به صورت فلش فروشگاه يا كالا و سايت و آموزشگاه .... شما را به صورت رايگان تبليغ مي كنيم . و سوم اينكه تبليغ شما تا هروقت كي تبليغ ما رابكني تبليغ شما هم ميمونه و بعد اينكه فقط تا ماه آذر اين وبلاگ هست بعد از آذر به سايت با همين اسم رو بام جهان ميرود. www.jeen-rooh.com ((در حال ساخت)) مدير انجمن : بهنام |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 0:4 توسط آرش |
|
|
با سلام من مرتضي هستم نويسنده دوم اين انجمن و كار خودمو از همين روز ها شروع ميكنم و با مطالب جديدي در خدمت شما خواهم بود. از مدير انجمن آقاي بهنام و معاون انجمن اقاي دازك جادوگر هم متشكرم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 0:1 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 11:8 توسط |
|
|
درجایی که قراراست ارواح رابخوانیدبایدکاملاساکت باشدبه نحویی که هیچ جنبنده ایی تکان نخوردحتی صدای نفسهایتان رابایدکنترل کنید.ارواح برای ظاهرشدن احتیاج به سکوت دارند.سعی کنیداتاقی راانتخاب کنیدکه اولاروبه هیچ پنجره ی آفتاب گیرنباشد واگردرورودی آن روبه قبله قرارداشته باشدخیلی بهترنتیجه خواهیدگرفت. قبل ازهرچیزاطمینان حاصل کنیدکه هیچ کس اطراف شمانیست حتی اگرغیرازاحضار کننده انسانی دیگروجودداشته باشدتلاش شمابی نتیجه خواهدمانند،حتی صدای زنگ در خانه وهمچنین تلفن وهرچیزدیگرکه باعث قطع ارتباط ذهنی شمامی شودخاموش کنید. کسانی می خواهندازاین دستورالعمل استفاده کنندبایدبدانندکه این روش بارهابه وسیله من انجام شده وهیچ گونه لطمه ایی به شمانخواهدزد. ولی چون ازبعضی ازکلمات جادویی استفاده می کنیدممکن است بعدازارتباط برقرارکردن مقداری احساس سرگیجی کنید.پیشنهادمن این است که بعدازخاتمه یافتن کارتان حدود1الی 2ساعت استراحت کنید.لطفابه مراحل زیربه خوبی دقت کنید: (مراحل زیربایددرآرامش کامل روح،جسم،روان وذهن صورت گیردتانتیجه دهد) قبل ازهرچیزوضوبگیریدودورکعت نمازبه نیت ارواح پاک بخوانید،توجه کنیددرهررکعت بعدازرکوع ودرهنگام بلندشدن سه بار«اللهم سمیع وبصیرواللهم الروح وقصیر»راتکرارکنید این دورکعت مانندهمان نمازصبح است وفقط جمله بالارااضافه می کنید. بعدازآن روبه قبله می نشینیدوازبین سوره های الرحمان والجن یکی راانتخاب می کنیدو می خوانید.سپس درحالت مراقبه می نشینیدوچشمهایتان رامی بندید؛ذهن خودراازهرچه که به آن فکرمی کندآزادوآرام می کنید،حتی یک لحظه تردیدباعث ابتلاغ کارمی شود. زمانی که احساس می کنیدقدرت خاصی داریدویابه مرحله ایی رسیده ایدکه باچشم بسته همه چیزرامی بینیدودرک می کنید،ذهن شماآماده گی انجام مرحله آخراست یعنی خواندن ارواح.به این نکته توجه داشته باشداگرمواردبالارابه خوبی انجام دهیدارواح پاک وباایمان به سراقتان خواهندآمد. مرحه بعددرهمان حالتی که نشسته ایدولی باچشمان بازاین جمله رابه اندازه سنتان پشت سرهم بگوید.توجه کنیداین کلمات بایدباذهنتان ارتباط برقرارکنند،کسانی که ازورزشهای تمرکزی استفاده می کننددراین عمل می توانندموفق ترباشند. جمله این است«ای ارواحی که به دنبال حقیقت می گردید،به خواست خداوندگارتان به سوی من بیایید،روح من درجستجوی شماست» زمانی که این جمله هاراتکرارمی کنید،اگرتمام مراحل رابه خوبی انجام داده باشدوذهنتان آماده گی کامل داشته باشدکم کم احساس خسته گی می کنیدودرهمان خسته گی میان خواب وبیداری ارواح باشماارتباط برقرارمی کنند.این ارتباط به چندشکل صورت می گیرد؛یابه شکل حاله ایی کم رنگ که به دورشمامی چرخدویاصدایی می آیدوچندباراین جمله راتکرارمی کند؛شماکه هستید؟ که بایدخودتان راکامل معرفی کنیدیعنی اسم خودتان وپدرتان ومادرتان رابگوییدوهمچنین منظورتان راازاحضارش بیان می کنید.توجه کنیددراین مرحله هیچ درخواست مادی نداشته باشدورگنه هیچ گاه نمی توانیداین عمل راانجام دهیدوگاهی هم موردغضب اوقرارمی گیرید.
حامدوحیدی مهر close_the_world2050@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:34 توسط |
|
|
این موجودات ازنوع جن هایی می باشندکه درآسمان اغلب پروازمی کننداین جن ها انسان هایی رادرنظرمی گیرندوباخودبه آسمان می برندوبعدازاینکه ازترس قالب تهی کردندومردند،آنهارامی خورند.البته شایدهم آنهاصرفاآدم خوارنباشندوفقط این عمل را برای ترساندن انسان هاانجام می دهند. لطفابه داستانی که درزیرآورده شده توجه کنید،این ماجراخودمن اززبان شخصی که بمبه ره(جن)رادیده بودوجن اورابه همین منظوراززمین بلندکرده است توجه کنید (این داستان کاملاواقعی است واین شخص هنوزدرقیدحیات است) این ماجرادرحدود40سال قبل درشهردزفول اتفاق افتاده است: درآن زمانهاشخصی که به نام رضاپیازی شهرت داشته است کارش خشک مالی بوده (خشک مالی همان تولیدآجردرکوره است)خشک مالهامعمولاصبح زودسرکارمی رفته اند استادرضاشریکی داشته که صبحهادنبالش می آمده تاباهم به سرکارروند. ماجراازاین جاشروع شدکه صبح زودساعت تقریبا4شخصی درب خانه راتندتندمی زند وصدامی زندکه من فلانی هستم شریکت دیرشده بایدبرویم سرکار،استادرضاهم که خواب آلودبوده تعجب می کندومی گویدهنوزکه زوداست ولی آن شخص(جن)که خودراشبیح رفیقش درآورده است می گویدرضاتونمی دانی دیرشده زودبایدبرویم. استادرضاهم به اومی گویدخوب صبرکن می آیم برویم.به هرحال به راه می افتندچون راه کمی دوربوده ورضاهم حالت خواب آلودگی داشته شریکش همان(بمبه ره)به او پیشنهادمی کندکه اگرخوابت می بردبیاکولت می گیرم تاراحت بخوابی واستادرضاقبول می کندوبرکول بمبه ره(جن)می خوابد. کمی که می گذردوازخواب بیدارمی شودمی بیندداردبلندمی شودوقتی که خوب نگاه می کند می بیندکه اززمین فاصله زیادی گرفته اندودرآسمان هستندبه شریکش(بمبه ره)می گویدفلانی چرامرااززمین بلندمی کنی که هیچ پاسخی نمی شنودواوبه کارخودادامه می دهد. یک لحظه به خودش می آیدودرمی یابدکه این بایدهمان بمبه ره ایی باشدکه می گویندآدم ها رابه آسمان می برد.وچون ازگذشته شایع بوده زمانی که بمبه ره کسی رابه آسمان می برد بایدبگوید:«سیزن جولدوزارانه مه ک»به زبان محلی دزفولی می باشدکه ترجمش میشه (سوزن جاوالدوزارانمک)این راتکرارمی کندومدام می گوید:سوزن جاوالدوزرابیاوریدوآن بمبه ره(جن)اورابرزمین می اندازدوبه شکل یک الاغ درمی آیدوفرارمی کند. البته درآن منطقه به خاطراینکه کلولهای کشاورزی ریخته شده بودندوبرروی آنهاافتاده بود آسیب چندانی نمی بیندولی تامدتهاازترس ازخانه بیرون نمی رفته است. حامدوحیدی مهر close_the_world2050@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:32 توسط |
|
|
داستان اززبان علی نوه دختری ننه غریب ماما: سالهاپیش مامای پیری دریکی ازشهرهای قدیمی زندگی می کرده این شخص که به او ننه غریب می گفته اندآدم بسیارساده وبی ریایی بوده است. یک شب شخصی درخانه اش رامی زندووقتی دخترش دررابازمی کندمی بیندیک مرد است که فانوس دردست داردومی گوید:مامارابگویدبیادزنم بارداراست ومی خواهدبه زایید واوبه مادرش که همان ننه غریب است اطلاع می دهدواوهم بلافاصله همراه آن مردفانوس به دست حرکت می کند.درراه می بیندکه دارندبه خرابه های کنارآب شهرمی برداوراو می پرسدچرامرابه اینجاآورده ایی مردبه اومی گویدماهمین جازندگی می کنیم! چیزی دیگرنمی گویدتابه یک خرابه می رسندومی بینددم درآن چندمردایستاده اندباقدی بلند وداخل هم که واردمی شودمی بیندعده ایی زن هستندوکنارشان یک زن است که حامله است ودرحال دردکشیدن است.خیلی زوددست به کارمی شودچون درقدیم رسم نبودزن را مانندامروزه روی تخت ویابرروی تخته خواب بخواباننداورادرحالت نشسته قرارمی دهدتا بچه رابه دنیابیاورد.زمانی که دست به پاهایش می کشدمی بیندپاهایش سم دارندومانندبقیه انسان هانیستندووقتی به پاهای بقیه آنهانگاه می کندمی بیندهمه گی آنهاپاهایشان سم دارند اوبه شدت می ترسدومی فهمدکه همه گی آنهاجن هستند. به همین خاطرمی ترسدوبه می گویدزودکارم راانجام می دهم ومی روم،درهمین حال از بیرون صداهایی می آیدکه فریادمی زنند(اگرپسربودشول دادا،اگردختربودوی به دادا) که معنیش این بوده«اگرپسربودخوشابه حالت ماماواگردختربودبدابه حالت ماما»باشنیدن این حرفهاماماخیلی می ترسدومدام دعامی کندکه بچه پسرباشدتابلایی اجنه هاسرش نیاورند. به هرحال بچه رابه دنیامی آوردوازشانس اوهم پسربوده است به همین خاطرجن هابزن و بکوب راه می اندازندوازاوتشکرمی کنندوننه غریب چون ترسیده فقط می خواهدکه اورا به خانه اش برسانند.همان مردی که فانوس به دست داردبه اومی گویدبه خاطراینکه پسر بوده اینهارابرای قدردانی ازماقبول کن ولی می گویدچیزی نمی خواهم وفقط مرابه خانه برسانیدولی بااین همه آن جن مقداری ازآنهادرگوشه چادرش می گذاردوننه غریب هم از ترس سفت آنهارامی گیردوبعدازمدتی آن جن اورابه درب خانه اش می رساندودرمی زند زمانی که دررابازمی کنندناگهان آن جن غیب می شود. اهل خانه ازاومی پرسندکجارفتی چون ترسیده بودمی گویدآنهاهمه گی جن بودندوماجرارا تعریف می کندومی گویدآخرسرهم یک مشت چیزکه به نظرپوست اناربودندبه من دادند. که وقتی آمدم انداختمشان دردالان وزمانی که دختروپسرهایش می روندودالان خانه را نگاه می کنندمی بینندتکه های طلادرآنجابرق می زنندباطلاهایی که جن هابه آنهامی دهند وضعشان یک شبه عوض می شودوتبدیل به یک خانواده پولدارمی شوند حامدوحیدی مهر close_the_world2050@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:29 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
| آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
آرش |
|
RSS
|