![]() |
![]() |
|
| ما هستیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 0:23 توسط آرش |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 8:59 توسط آرش |
|
|
مردی از دوستان امام صادق در طلب یافتن " اسم اعظم " بود و هر روز به خدمت آن حضرت شرفیاب می شد و از امام معصوم می خواست تا حرفی از حروف اسم اعظم را به او تعلیم دهد، ولی امام صادق( ع) او را از این امر بر حذر می داشت و می فرمود : هنوز قابلیت و ظرفیت لازم را پیدا نکرده ای! ولی آن مرد دست بردار نبود و هر روز خواسته خود را تکرار می کرد!
روزی امام صادق به او فرمودند : امروز مقارن ظهر ، به خارج از شهر می روی و در کنار پلی که آنجا هست می نشینی ، صحنه ای را در آنجا خواهی دید که باید بیایی و برای من بازگو کنی. آن مرد دستور امام را اطاعت کرد و به محل موعود رفت. چیزی از توقف او نگذشته بود که مشاهده کرد پیر مرد قد خمیده ای با پشته ی نسبتا ً بزرگی از خار و خاشاک آهسته آهسته به آن پل نزدیک شد و با زحمت بسیار، دو سوم از درازی پل را طی کرد. در همان اثنا مرد جوانی تازیانه بدست و سوار بر اسب از طرف مقابل قصد عبور از پل را داشت و آن پل بخاطر عرض کوتاه پل نمی توانست در آن ِ واحد دو رهگذر پیاده و سواره را از خود عبور بدهد. جوان سوار به آن مرد کهنسال نهیب می زد که راه آمده را برگردد تا او از پل عبور کند! و پیرمرد به او می گفت که من دوسوم پل را پشت سر گذاشته ام و با این بار سنگین و ضعف جسمانی انصاف نیست که از من چنین توقعی داشته باشی بلکه انصاف حکم می کند که تو بخاطر جوانی و سوار بر اسب بودنت فاصله کوتاهی را که آمده ای بازگردی و راه را بر من سد نکنی. جوان مغرور با شنیدن سخن پیر مرد، او را به تازیانه می گیرد و با نواختن ضربات پی در پی او را به عقب نشینی از پل وا می دارد! پیرمرد پس از رفتن سوار، دوباره با کوله بار سنگینی که بر دوش داشته راه رفته را مجددا ً طی می کند و پس از عبور از پل به طرف خیمه ای که در آن حوالی بوه رهسپار می شود. آن مرد که ستم آشکار جوان سوار را بر آن مرد سالخورده می بیند به محضر امام شرفیاب می شود و ماجرا را با ناراحتی برای حضرت تعریف می کند. امام از او می پرسند : اگر تو حرفی از حروف اسم اعظم را می دانستی با آن جوان سرکش و مغرور چه می کردی؟ عرض می کند : به سختی ادبش می کردم به گونه ای که تا پایان عمر آن را فراموش نکند! امام فرمود : آن مرد سالخورده خارکنی را که دیدی از اصحاب سری ما بود و از اسم اعظم هم نصیب داشت ولی از آن برای مقابله با آن جوان استفاده نکرد و قابلیت خود را برای چندمین بار به اثبات رسانید! آن مرد وقتی که از حقیقت امر آگاهی یافت، از آن پس درصدد تزکیه نفس برآمد و دیگر در مورد اسم اعظم با امام سخنی نگفت و دریافت که اگر قابلیت شنیدن اسرار را داشته باشد، از او مضایقه نخواهند کرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:54 توسط آرش |
|
|
-این دعا در کتاب صحیفه مهدیه است
قبل از نماز بخوان:وَجَهتٌ وَجهِیَ لِلَذی فَطَرَ السماوات والارض حَنیفاً مٌسلِماً عَلی مِلَته ابراهیم و دین محمد و هدی امیرالمومنین و ما اَنَا مِنَ المشرکین اِنَ صلاتی ونسکی ومحیایَ ومماتی لله رَبَ العالمین لا شریک لَهٌ وبذالک امرتٌ وانا من المسلمین.اللهم اجعلنی مِنَ المسلمین اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم سپس سوره حمد را بخوان. 2-برای رفع وسوسه شیطان و افکار بد و... مداومت به این اذکار داشته باش: لاحول ولاقوه الا بالله لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم اللهم صل علی محمد وآل محمد الله اکبر لا اله الا الله تلاوت آیته الکرسی تلاوت سوره فلق و ناس اما به این روش که می گویم انجام دهی تاثیر عجیب دارد به ازای هر مرتبه یک فرشته نازل می شود و شیطان را دستگیر می کند تا..سپاهی از فرشتگان نازل می شوند تا آنجا که شیطان فرار می کند و اظهار می کند که و... (لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم وصلی الله عَلی محمدٍ وآلهِ طاهرین.) 3-تمرکز خود را بالا ببر و کمتر موسیقی گوش بده. 4-برای نماز مسواک زده و عطر به لباس وسجاده آغشته کن که تاثیر دارد(حضور فرشتگان) در تمرکز و در جایی نماز بگذارید که با آرامش و دور از هیاهو باشد. 5-جهت رفع وسوسه و افکار بد هر روز بخوان (سوره اسراء-آیه 47 تا50 وسوره توبه آیه 130.) 6-جهت رفع وسوسه شیطان تلاوت سوره جمعه هر روز وشب. استادسید محمد مهدی حسینی می فرمودند برای رفع این امر به افکار خوب تمرکز کنید مثل ازدواج –جشن و... اما در نماز چنان که گویا در کعبه قرار دارید یا+ فرشتگان پشت سرشما نماز می گذارند و.. در روایات وارد شده است در مقام اذان واقامه نماز+ یاحق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:52 توسط آرش |
|
|
چهل چشمه خورشید و ماه
علامه مجلسی به سند معتبر از جابر از امام محمدبن علی ایها الباقر(شکافنده علوم الپیمبر و النبیین) فرمودند: در پشت این خورشید شما چهل چشمه خورشید وجود دارد که میان هر کدام 40 سال مسافت است و در آنها مخلوق زیادی زندگی می کنند که از خلقت آدم خبری ندارند و در پشت این ماه شما چهل چشمه ماه است ما بین هر ماه تا ماه دیگر چهل روز مسافت است در آنها مخلوقات بسیاری وجود دارد که نمی دانند خداوند آدم را خلق کرده یا نه. منبع(اسرار عدد40-بحار النوار-جلد هفتم-باب نهم-حجته علی جمیع العوالم.) در مریخ جاندارانی هستند که زندگی می کنند و دو ماه دارند به نام قوبوس و دیموس که به دورش می گردند بلکه گویند در 600 میلیون ستاره از سیارات کهکشان ذی شهور و متفکر زندگی می کنند و در هر فاصله 48000000000000کیلومتری یک دو کره باشد که موجودات ذی روح متفکر دارند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:49 توسط آرش |
|
|
امروز با این سخن حضرت محمد(ص) آغاز می کنم. حقیقت را بگو گرچه سخت باشد. اگر به سخنان من در روزهای نخستین که در سایت عوض شدم نگاه کنید واین مطالبی که برای شما می نویسم شاید کمی تناقظ وجود داشته باشد اما این حقیقت را به شما بگویم که چه عواملی باعث شد که من موفق به بر قراری ارتباط با.....نشوم اینها را نوشتم که شما استفاده کنید. 1-اول حتماً موسیقی گوش دادن ممنوع است که باعث حجاب باطنی می شود که من غفلت کرده بودم. 2-مواظب سخنان خود که بر زبان می آوردم نبودم و یکی از مطالبی که باعث حجاب باطنی میشود گفتار ناشایست وبیهوده بود. 3-کشنده ترین امر روحی و روانی افراد ناپاک و پلید که حتی از کنار آنها رد شدن تاثیر سو دارد چه به رسد حرف زدن ومعاشرت کردن حتی دست دادن توضیحات تخصصی را بعدا خواهم داد. خودم به دلیل کاری که دارم متاسفانه همیشه با این افراد بر خورد دارم و این جا است که حکمت ریاضت هایی که میکشند و یکی از امر های مهم در موارد خاص دوری از مردم است که مرحوم آیته الله کشمیری رحمته علیه می فرمودند. 4-در امورات تخصصی که خطر وجود دارد وارد نمی شوم چون بر خطرات آن کاملاً واقفم علم داشتن کافی نیست بلکه باید به کار بست اما در بعضی موارد احتیاط شرط عقله و..... 5-بالاخره هر چیز آداب و اصولی داره که اگر رعایت نشه خدای ناکرده از سینه قبرستون سر در میاریم تازه مرگ یکی از آنها می باشد بزودی یک جریان واقعی که در شهر خودمان اتفاق افتاد با دلایل و مدارک موثق ارائه می دهم.(مبحث –جن-شیطان-دیو-آزما-ارواح خبیثه-خون آشام-مردان گرگ نما-مردان فضایی و....) در بعضی از موارد خودم اعتقاد نداشتم اما برایم ثابت شد بعداً در فرصت های بعدی می گویم. مثلا مبینی که 28 روز زحمت برای پاک کردن روحت انجام دادی و مراقب بودی که روحت صدمه و حجابی بر آن وارد نشه اما فقط در عرض فقط چند ثانیه تمام زحمات و تلاش هایم به باد میره. برای دیدن ملائک باید صفت ملائک را داشت برای این مشکل رفع بشه از خدا وآیات وادعیه های قرآنی کمک میگیرم.انشاالله 15 مواردی از که باعث قدرت مندی روح و جسم می شود برای شما می گویم. 1-افراد فریخته علما و دانشمندان متافیزیک و پارسایان وافرار پرهیزکار-مومنین و متدین و آگاه با این بزرگواران که در اسلام بسیار سفارش شده است می تواند شما را از انرژی آنها که ساطع می شود بهره مند سازد. پس با اخلاص و حضور قلب و حضور ذهن کامل بنشینید و فقط به این مسائل فکر کنید که انرژی آنها را دریافت و در روح خود و جسم خود ذخیره می کنید. 2-درختان بعضی از درختان مانند سرو و کلاً درختان سر وسبز و پربار این انرژی را بیشتر از سایر درختان از خود انرژی ساطع می کنند با حضور در جنگل یا استراحت در زیر درختان تنومند مخصوصاً سرو و کاج به پشت بخوابید و خود را رها کنید و انرژی آنان را در خود ذخیره کنید. 3-چشمه ها بعضی از چشمه ها که بیشتر توسط افراد محلی شناخته می شوند و به عنوان آب معدنی یا شفا بخش معروف هستند(ما اینها را که نداریم به جای آن آب معدنی استفاده کنیم اگر هرروز نمی تونیم آب معدنی بخوریم شب جمعه و روز جمعه که حداقل بخوریم)انشاالله قدرت بعضی از غذاها در روح انسان خواهم نوشت. همینطور آب دریاها و آبشارها و رودهای پرآب و خروشان این انرژی را به میزان خیلی زیاد به اطراف می پراکنند. با شنا کردن در این چشمه ها وبا خوابیدن واستراحت طولانی و چند ساعته در کنار رودخانه ها از انرژی آنها بهره مند شوید.(حالا اگه نبود استخر که هست البته نه هر استخری استخری که کاملاً مواضین بهداشتی را به شدت رعایت می کنند توصیه می شود). 4-فلزات خودم به شخصه بگم از این مطلب کاملاًحیرت زده شدم!!!!! بعضی از فلزات به علت رسانایی بیشتر این انرژی را از محیط اطراف جذب و در صورت تماس بدن با آن فلزات آن فلزات آن را به بدن شما انتقال می دهد . شما هر کجا که فلزی مخصوصاً متصل بر زمین یافتید آن را شارژمی کنید لوله های آب و گاز وپایه میزهای فلزی و... الله اکبر..... توجه.....توجه....الله اکبر.... کنار پنجره های فولاد یا نقره مقابر ائمه(ع)هم که مریض ها را می خوابانند ومی بندند اغلب مثل یک آنتن چند شاخه پر قدرت عمل می کنند با گرفتن انرژی افراد و تخلیه آن به زمین و دیگران موجب آرامش عده ای و با جمع آوری انرژی کیهانی و نیروی که از شفا بخشی دیگران ایجاد شود و انتقال آن به کسانی که دخیل شده اند و خود را رها ساخته و به جذب انرژی می پردازند موجب شفا بخشی آنان میگردد. ضمن اینکه حضور در بقعه ائمه(ع) و توسل به آنان نیز موجب جذب انرژی شفابخش ائمه(ع)وفرشتگان وموکلین(فرشتگان خاص که در حرم قرار دارند)موجب شفا و تقویت روحیه افراد می شود. ( اما هدیه امروز من به دوستان این مطلب است ) همزاد یا جسم روحانی چه کارهایی می تواند انجام بده. 1-همزاد می تواند در یک چشم به هم زدن که حتی زمان آن در مغز نمی گنجد طی الارض نماید وبه عبارت دیگر از این سر دنیا رفته و برای شما خبر بیاورد. دراینجا لازم است که مختصراً اشاره ایی به معراج رسول الله(ص) و رفتن ایشان با جبرائیل بعه عرش و بازگشت ایشان و قفل درب منزل که هنوز تکان می خورد و فقط یکبار از راست به چپ یا بالعکس حرکت کرده بود. قضیه نسبیت انیشتن این مسئله را حل کرده و قضیه زمان و مکان برای ما حل می شود همینطور مساله طی الارض اولیاالله. انشاالله به عزیزان می گویم تسخیر همزاد جنی کار هر کسی نیست بیشتر در آینده می گویم که چه خطراتی داره و....... یک هدیه کوچک دیگر اما بسیار مهم ((((( توجه توجه توجه)))) برای تغییر سرنوشت و قضاء و قدر شب جمعه یادتون نره در این شب تحکیم و محتوم اوامر می شود. این شب فضیلت های زیادی دارد می توانید برای اطلاع بیشتر به مفاتیح الجنان قسمت شب جمعه مراجعه کنید. محمدعلی از دوستان می خواهم نظر بدهید-اهواز-202 سخنی از پیامبر اعظم(ص): مردمی از مشرق زمین قیام می کنند و زمینه حکومت مهدی(عج) را فراهم می کنند. کتاب جان جانان -بحار النوار-ج51ص87/کشف الغمه. السلام علیک یا بقیته الله فی الارضه یک کلام گوهر با از امام عصر(عج): (العطاس هو امان من الموت ثلاثه ایام.) عطسه کردن سه روز امان از مرگ است. منبع-کتاب جان جانان-بحارالنوار-ج52ص30/کمال الدین _________________ هان مشو نومید چون واقف نه ای زاسرار غیب باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:47 توسط آرش |
|
|
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
(به آنان که اسرار حق آموختن بر دهانشان مهر کردند دوختند) که با بعضی اذکار می توان آن را تقویت کرد و کار هایی انجام داد مثل جذب و دفع کردن دیگران و انتقال احساسات و.... البته باید روح را پاک نگه داشت وگرنه قدرتت را از دست میدی و چیزی بدتر و کشنده تر از گناه و دوست و سخن بد نیست. برای دوستان علوم روحی مطلبی می نو یسم که برای پرواز روح در عالم رویا آیه نور (الله نور السوات والارض و....) به تعداد 66 مرتبه در موقع خواب تلاوت کنند البته با وضو و پاک بودن جسم و محل خواب و رو به قبله خوابیدن رعایت شود. و باعث دیدن خواب های خوب خواهد شد و...... یکبار امتحان کنید. اسرار الهی در این آیه است البته خاصیت های دیگری با شرایط در این آیه وجود دارد که باعث می شود که چشم انسان چیزهایی.......داریم پا فراتر از حریم خود می گذاریم دیگه بسه. dinger!!!!!!!!!!! به دوستان علوم روحی مژده دهم به زودی ادعیه و اذکاری خاص برای اطلاع از آینده در عالم خواب و........ البته اگر مصلحت باشه در خواب به شما نشان میدهند و.....و بستگی به پاکی روح و زمان و شب و ساعت و ماه دارد که اینم باز شرایط داره .که بعد می گویم. ودر سری بعدی برای افزایش قدرت روحی و فیزیکی مطالبی خواهم نوشت فعلا سرم شلوغه نمی تونم تمام مطالب را یه دفع بگم آسه آسه باید پله به پله رفت نمیشه که یه شبه رحه صد ساله رفت(البته به جز شب قدر). خودم به شخصه برای شما می گویم به آن خدایی که بالای سرم است و این دو ملک که تقریر می کنند اگر در شب قدر در این 3شب خالصانه به در گاه الهی توبه کنید و کمک بخواهید خدا کمکتون میکنه حتی اگه رو سیاه در گاهش باشی خدا ارحم الراحمینه اگه شب قدر تو سال یه باره ...(اما نماز شب که هست دوستان غزیز) همه شب شب قدر است اگر تو قدر بدانی. و تجربه دیگر که خودم در زندگی دارم و تا این لحظه آن را حس می کنم یک ختم قرآن به روح یکی از ائمه(ع) انجام دهید که در راه خدا قدم بگذارید و مسلمان واقعی و شیعه علی (ع) باشید و در زندگی خواهید دید که چه معجزاتی برای شما رخ خواهد داد یکبار امتحان کنید. خدا توفیقم دهد بار دیگر این عمل را از سر بگیرم.انشالله یک هدیه من به دوستان برای امروز در مفاتیح الجنان در دعای جوشن کبیر شماره دعای 97راتلاوت کنید مدامت داشته باشید باعث قدرت تسخیر پذیری میشود(به نظر شخصی من به تعدار 97 یا به عدد نام خودتون بخونید). البته اذکاری دیگری وجود دارد که اگر شرایط تایپی ایجاد شد که با اعراب گذاری بشود دریغ نخواهم کرد انشالله زیرا بدون اعراب گذاری خاصیت خود شون رو از دست میدن. دوستان نظر بدهید جاده که یه طرفه نمی شه که همش ما بگیم و شما خاموش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:44 توسط آرش |
|
|
گاهی در جوامع با افرادی آشنا می شویم که کاوشگر و وارسته و بی نیاز هستند و مایلند در زمان حیان مادی خود حداقل به وجود و ماهیت ذات وجود و جسم خود پی ببرند و زندگی روح را در زمان حیات و پس از مرگ بشناسند.این گونه افراد در جهان بسیار کم و نادرند. زیرا کمتر کسی است که زندگی راحت زمان حیات و خوشگذرانی های جسم مادی را رها کند و در صدد شناخت حقایق روحی یا خود روح برآید. زیرا مسئولین جوامع بشری به دلایل خاصی در صدد پرورش روح افراد و شناسانیدن واقعیت های روحی در زمان حیات مادی و زندگی پس از مرگ به افراد جامعه خود نیستند و در نزد آنها همه جا صحبت از ماده گرایی و جسم مادی است و از روح کمتر سخنی به میان می آید.
در صورتی که اگر افراد نسل بشر بتوانند با نیت پاک جهت شناخت حقایق روحی گام بردارند و بدون در خواست های بی مورد با ارواح ارتباط بر قرار کنند. ارواح نیز راهنمایی و کمک های بی دریغ و فراوانی را در مسیر های معنویت و مسیر تکاملی به افراد بشر خواهند نمود تا آن مطالب و حقایق راهگشای زندگی هر دو جهان آنان گردند. باید کسانی که تماس های روحی برقرار می کنند هیچگونه هدفی جز شناخت واقعیات و حقایق زندگی و پس از مرگ نداشته باشند و در این راستا هر چه روش تماس ساده و بدون غل و غش و با محبت همراه باشد کمک آنان نیز به همان نسبت بیشتر خواهد شد. ارواح پس از مرگ جسم مادی و رفتن به جهانهای روحی و با گذشت زمان اطلاعات بسیار ارزنده ای را بدست می آورند و اغلب در صدد تماس با خویشان و نزدیکان خود در زمان حیات نسبت به یکدیگر تجانس روحی و محبتی و قلبی و باطنی داشته باشند بر می آیند و در زمینه برقراری این تماس ها کوشش های فراوانی به خرج می دهند ولی چون اکثر آنها از برقراری تماس نا امید می شوند سعی می کنند تا شبها که روح فرد مورد نظرشان از کالبد جسمی خارج می شود و همچون روح رفتگان در عالم روحی سیر میکنند و از قوانین روحی متابعت می نمایند با آنها تماس بگیرند و حقایق و اطلاعاتی را مستقیما به آنها بگویند که این حقایق را افراد به صورت رویا مشاهده می کنند ولی متاسفانه تعدادی از افراد این نوع خواب ها را یک رویای بیهوده دانسته و هیچگونه توجهی به حقیقت آن از خود نشان نمی دهند و روح نیز از این که موفق به برقراری ارتباط روحی با آنان شده در مورد آن پیامها,توجهی از طرف اشخاص نگردیده است از کار خود خسته و پشیمان می شود و برای همیشه به جهانهای روحی می رود و دیگر در صدد برقراری تماس با آن افراد بر نمی آید . گاهی ارواح می توانند آگاهی های بسیار ارزنده و سرنوشت سازی را در اختیار زنده ها بگذارند , البته این تماس ها و محبت ارواح زمانی خواهد بود که آنان بدانند که شخص تماس گیرنده هیچ نظری درباره کسب مادیات حیات و یا ایجاد اختلافات و اقدام به اعمال خلاف شئونات انسانی نخواهند داشت. فردی گفت:پدرم مدتی است که فوت کرده و در زمان حیات وی , رابطه بسیار نزدیکی بین من و او برقرار بوده است و اکثر شبها به خواب من می آید و مطالب و حقایقی از گذشته و حال و آینده را به من می گوید که تمامی آنها صحت دارند یا آن مطالب به گونه ای به وقوع می پیوندند, فرضا مدتها پیش انگشتر من گم شده بود , پس از اینکه پدرم فوت کرد یک شب به خواب من آمد و اظهار نمود که انگشتر تو را فلان شخص که از اقوام نزدیک بود برداشته است فردا به منزل او برو و انگشتر در محل خاصی است که پدرم در خواب آنجا را به من نشان داده بود . روز بعد بنا به توصیه روح پدرم به منزل آن شخص رفتم و انگشتر من درست در همانجایی بود که شب قبل پدرم جای آن را به من در زمان خواب نمایانده بود. یکی دیگر از اطلاعاتی که ارواح در اختیار برخی از افراد منتخب که مدیوم هستند قرار می دهند مربوط به شناسانیدن وجود خداوند یکتا و فرامین الهی و زندگانی پس از مرگ است که توسط ارواح الهاماتی به یکی از بندگان می شود تا او بتواند آن شناخت و آگاهی های بدست آورده خود را در اختیار دیگران قرار دهد و به همین علت هم اگر دقت کامل درباره ریشه ادیان نمائید توجه خواهید نمود که در مرحله اول ارواح بوده اند که مطالب ارزنده ای را از سوی پروردگار بر فردی الهام تموده اند و در نتیجه ادیان بوجود امروزی بوجود آمده اند.فرضا اگر روح تجسد شده ای بر حضرت مریم نازل نمی شد مسلما دین مسیحیتی هم وجود نداشت و یا اگر روح الامین از سوی پروردگار بر حضرت رسول اکرم نازل نمی گردید دین اسلام شکل نمی گرفت و همیشه ارواح هستند که بصورت رابطی بیت پروردگار و بندگان او در رفت و آمد هستند و حقایق و مطالب مهمی را از نظر انسانیت , بر افراد خاصی الهام می نمایند تا او بتواند مطالب و بدست آورده های خود را بگونه ای خاص و طی شرایط محیط و زمان, در اختیار دیگران قرار دهد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 0:33 توسط آرش |
|
|
سلام این روش به نام چشم ابر می باشد و یکی از بهترین روش های خروج روح از بدن می باشد . خب ما ریلاکسیشن را البته فقط یک روش را به شما آموختیم و فکر می کنم که حداقل هشتادوشش درصد بتوانند از این سیستم استفاده کنند و در ادامه ما کلا نیاز به آرامش جسم و روان ( روح ) داریم . خوب وقتی کاملا ما از لحاظ جسمی و روحی ریلاکس شده ایم و در اوج این رخوت و بیحسی و سنگینی قرار گرفتیم در ذهن تصور می کنیم کنار دریایی نیمه ابری ایستاده ایم و سعی کنید در طول ساحل کمی قدم بزنید و مثلا کمی شن را بردارید و آرام بر زمین بریزید و بعد کمی در داخل آب گرم دریا و زیر نور گرم خورشید , شنا کنید و سعی کنید خود را با شنا کردن خسته کنید , انگار واقعا شنا کرده اید و البته این شنا می تواند از یک تا ده دقیقه طول بکشد و بعد از آن از آب بیرون آمده و روی شن های گرم بنشینید و سعی کنید گرمای شن ها را احساس کنید و بعد روی این شن و ماسه گرم دراز بکشید و به ابر های تکه تکه نگاه کنید و بعد از لحظاتی چشمانتان را ببندید ولی سعی کنید صدای دریا را بشنوید و حتی گرمای خورشید را روی بدنتان احساس کنید این هم از یک تا سه دقیقه زمان لازم دارد ولی خوب در افراد متفاوت است و بعد این گرمای خورشید به قدری گرم خواهد شد که شما مانند یک بخار از بدنتان فاصله گرفته و بدنتان را که روی ساحل افتاده است می بینید و این شمایید که به سمت بالا می روید و حدودا وقتی که بیست متر از بدنتان بالاتر رفتید بیکباره کل بدن خود را مانند دانه های شن و ماسه ریز میبینید , انگار مجسمه ای در همان شکل شما روی زمین درست کرده اند و کم کم احساس می کنید که باد تندی شروع به وزیدن می کند و جسم شما را روی زمین متلاشی می کند , شاید دیده اید که چگونه دانه های شن به هوا پرت شده و نا پدید می گردد و وقتی این باد بدن مثالی شما را برد , شما با سرعت زیاد بیکباره به سمت ابر ها کشیده شده و در آن محو خواهید شد و شما مانند چیزی میشوید که جسمی ندارد و فقط به صورتی مناظر را از بالا به پایین می بیند . البته خیلی ها وقتی جسمشان را به دست وزش باد متلاشی کردند نا گهان به احساس خروج از بدن شده اند و بعضی ها وقتی به سمت ابرها کشیده شده اند این پدیده برایشان اتفاق افتاده است و اشخاصی هم هستند که با قدم زدن در این محیط مجازی به این حس رسیده اند , چون برخی از افراد زمینه و استعداد خاصی دارند و خیلی راحت تر از بدن جدا می شوند و قویه تخیولشان به خوبی کار می کند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 1:24 توسط آرش |
|
|
به نام انکه جان را فکرت اموخت...
دوستان سلام..این مطلب را برای اطلاعات بیشتر در زمینه پرستش غیر خدا گذاشته ام....فقط برای شناخت بیشتر شیاطین... شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه "راه چپ" مخالف با "راه راست" طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. لاوییانها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش میکنند. شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنماییهای موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایشهای ادیان گذشته اجتناب میکنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونهای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی میبینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون مادهگرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب میکنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان میدهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی میشوند. تاریخچه مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که میگوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است. این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهههای قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است). با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزههای آنها شیطان وجود دارد و در همه جهانبینیهای الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند. با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 1 به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزههای مخالف دینهای ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است. قدیمیترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب "تکذیب یک کتاب" توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع میکند: "در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...". در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان میتواند به موارد زیر تقسیم شود: یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نام فرشتهای است که مومنین را مورد محک قرار میدهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد. اسلامی: کلمه شیطان در عربی "الشیطان" به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده میشود. ابلیس یک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد. مسیحیت: در بسیاری از شاخههای مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته میشود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است. همینطور گفته شده است است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است میتواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای "تهمت زننده" یا "کسی که به ناحق دیگران را متهم میکند". واژه Devil از فعلی به معنای "پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه است (گرچه این ادعا نادرست به نظر میآید) آیاواشی: "آکیلاتریراتو آمانای" منبع اسطورهشناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به "کرونی" که یک موجود شیطانی است سخن گفته است. این موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نامهای "راوانا" , "دوریودهانا" و ... متولد شده اند. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم... انواع و رویکردهای شیطان پرستی 1-شیطان پرستی فلسفی به طور غیر رسمی و گستردهای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی میدانند. او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود)، در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیدهای ندارند (اگرچه بایدی هم برای نبود آن ندارند) به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست. در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را خار میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی مینگرند. و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهان واقعی" را تشکیل میدهند. به طور شفافی، آموزههای شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد. چرا که این تعالیم از آموزههای یهودی-مسیحی نشئت گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است. 2-شیطانپرستی لاویی این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تأثیر نوشتههای فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت. یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف میدانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی میدانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند. 3-شیطان پرستی دینی گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل میشوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا بهوسیله شیطان شناخته میشوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است میتواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند. بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) میتوانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهههای باستانی بینالنهرینی و بعضا از الهههای رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان میگویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است) مابقی گروهها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق میکنند و تلاش میکنند خود را بهوسیله فلسفههایی چون میجیک و فلسفههای مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد." یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق میکند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه میدانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشتهاند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" میگویند. 4-شرپرستان این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط میشوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است
فلسفه شیطانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 2:55 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
| آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
آرش |
|
RSS
|